{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بر چهره ی تـو شرم نمایان شدنــی نیست  هربی سرو پا یوسفِ ک

بر چهره ی تـو شرم نمایان شدنــی نیست  هربی سرو پا یوسفِ کنعان شدنی نیست  دیریست که از دست ِ تو خورشیدِ وجــودم  قربانیِ ابری است که باران شدنی نیست  ایمـــان تو بر معــــجزه ی عشق دروغ است  فرعون ِ  ستم کار ِ مسلمان شدنی نیست  افتــــاده دل ِ بت شـــکن ِ معبـــد ِ چشمت  درآتشِ هجری که گلستان شدنی نیست  ویـران نشده خانــــه ام از سیـل ِ غــــــم ِ تو  کاشانه ی بردوش ، که ویران شدنی نیست  انگشتر خاتـــــم ،هــــم اگـــــر داشته باشــی  دیوی است درونت که سلیمان شدنی نیست  ازخوردن ِ سیب تنت ای دختـر ِ شیطان  این آدم ِ مغرور پشیمان شدنی نیست  بیهـــــــــوده چــــــرا منکر ِچشــمـان تـــــــو باشم  عاشق شده ام ، عشق که کتمان شدنی نیست  این قصــــــه ی تکــراری مـــــاه است و پلنگـــــی  این قصه ی دردی است که درمان شدنی نیست
دیدگاه ها (۱۷)

بر چهره ی تـو شرم نمایان شدنــی نیستهربی سرو پا یوسفِ کنعان ...

بر چهره ی تـو شرم نمایان شدنــی نیست هر بی سرو پا یوسفِ کنعا...

ویـران نشده خانــــه ام از سیـل ِ غــــــم ِ تو کاشانه ی برد...

شعرم تب تندى ست كه درمان شدنى نيستابرى ست كه مى غرّد و باران...

من با تو بگویم غم ویلان شدنم راچون هیچ ندیدی شب نالان شدنم ر...

هر چند که این مقبره ویران شده انگاربا این همه چون ملک سلیمان...

.حرم امن تو کافی است هراسان شده رامثل شه راه بده آهوی گریان ...

حرم امن تو کافی است هراسان شده رامثل شه راه بده آهوی گریان ش...

حرم امن تو کافی است هراسان شده را مثل شه راه بده آهوی گریان ...

هر چند که این مقبره ویران شده انگار با این همه چون ملک سلیما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط