هر چند که این مقبره ویران شده انگار
هر چند که این مقبره ویران شده انگار
با این همه چون ملک سلیمان شده انگار
می خواست عدو تا که نماند اثر از تو
زوار بقیع تو دو چندان شده انگار
گفتیم پس از غصه ی تخریب بقیعت
بهتر ، حرم فاطمه پنهان شده انگار
با بودن پیغمبر و این چار فرشته
از چند جهت قبله فراوان شده انگار
در ذهن خودم سمت بقیع تو نشستم
دیدم حرم و گنبد و ایوان شده انگار
گویا اثری نیست از آن پنجره ی غم
مثل حرم شاه خراسان شده انگار
یک دسته عزادار از آن دور می آید
ذکر دم این دسته حسن جان شده انگار
دیگر خبری نیست از آن مفتی ملعون
دربان شما یوسف کنعان شده انگار
دیدم عوض انهمه سنگ و عوض خاک
دیوار و در از لوء لوء و مرجان شده انگار
گفتم در و دیوار گمانم که .. ببخشید
این شاعر آشفته پریشان شده انگار
بگذار نفس تازه کند مادر زینب
سیلی به رخ فاطمه آسان شده انگار
باید برود کرببلا دل شب جمعه
با آمدن فاطمه طوفان شده انگار
ده اسب میآیند به سرعت سوی گودال
تازند بر آن پیکر عریان شده انگار
چشمان پر از خون حسین از سر نیزه
خیره به سوی جمع یتبمان شده انگار
باید که فقط مرد به پای سرت ارباب
وقتی به اسیری برود خواهرت ارباب
با این همه چون ملک سلیمان شده انگار
می خواست عدو تا که نماند اثر از تو
زوار بقیع تو دو چندان شده انگار
گفتیم پس از غصه ی تخریب بقیعت
بهتر ، حرم فاطمه پنهان شده انگار
با بودن پیغمبر و این چار فرشته
از چند جهت قبله فراوان شده انگار
در ذهن خودم سمت بقیع تو نشستم
دیدم حرم و گنبد و ایوان شده انگار
گویا اثری نیست از آن پنجره ی غم
مثل حرم شاه خراسان شده انگار
یک دسته عزادار از آن دور می آید
ذکر دم این دسته حسن جان شده انگار
دیگر خبری نیست از آن مفتی ملعون
دربان شما یوسف کنعان شده انگار
دیدم عوض انهمه سنگ و عوض خاک
دیوار و در از لوء لوء و مرجان شده انگار
گفتم در و دیوار گمانم که .. ببخشید
این شاعر آشفته پریشان شده انگار
بگذار نفس تازه کند مادر زینب
سیلی به رخ فاطمه آسان شده انگار
باید برود کرببلا دل شب جمعه
با آمدن فاطمه طوفان شده انگار
ده اسب میآیند به سرعت سوی گودال
تازند بر آن پیکر عریان شده انگار
چشمان پر از خون حسین از سر نیزه
خیره به سوی جمع یتبمان شده انگار
باید که فقط مرد به پای سرت ارباب
وقتی به اسیری برود خواهرت ارباب
- ۱.۹k
- ۳۱ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط