باید یکبار به خاطر همه چیز گریه کرد؛

باید یکبار به خاطر همه چیز گریه کرد؛

آن قدر که اشک ها خشک شوند.
باید این تن اندوهگین را چلاند
 و بعد دفتر زندگی را ورق زد,
 و بیخال بود,
باید پاها را حرکت داد
و همه چیز را از نو شروع کرد!


#آنا_گاوالدا
دیدگاه ها (۱)

زندگی.......

و قلبم دوباره تپیدpart: 9«آخر» ...

کهنه بیار و نو ببر... هنوز صدایش یادم بود؛ هر وقت می‌آمد، با...

.....پارت چهارم.....

پارت ۳(سرنوشت)منو بغل کرد برد داخل بهش گفتم ا/ت:هوی قول بیاب...

اسم رمان: هیچ وقت ترکت نمیکنمپارت ۱:*درخواستی* ویو راوی:+ نه...

وقتی عموت بود

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟔 | آخرین صفحهچند روز بعد، اتاق ا/ت ساکت بود.یونگی کنار...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲۲ | «یک خاطره‌ی ...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط