{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P3 .PRISON MAFIA.

دادستان: تو بدون اینکه به جئون جونکوک بگی وارد زندگیش میشی و اونو عاشق خودت میکنی وقتی کامل بهت اعتماد کرد دستگیرش میکنین
جنیل: من چطور اونو عاشق خودم کنم تازه نمیتونم با احساساتش بازیکنم
دادستان: اما چطور جئون جونکوک میتونه با زندگی مردوم بازی کنه اون مردوم بی گناه رو میکشه فکرشو بکن نمیخوای بهش درس دروست حسابی بدی
جنیل: قبول میکنم (حرصی)

ویو کوک

پدر جونکوک: پسرم باندو دسته خوب کسی دادم
جونکوک: نگران نباش پدر من همیشه حواسم به باند هست
مادر کوک: اخ قربون پسرم برم به حرف باباش گوش میده
جونکوک: مامان دیگه بچه نیستم 30 سالمه
مادر کوک: برای منو بابات هنوزم بچه ای
جونکوک تو ذهنش: بچه ای که هیچ وقت بچگی نکرد
پدر کوک: امشب مهمونیه دیگه میدونی شاید منو مادرت نتونیم باشیم ولی تو باید حتما باشی از دختر مختری هم خوشت اومد فقط بگو
مادر کوک: نه اون فقط مال خواهر زاده خودمه
جونکوک: باشه مامان باشه بابا با اجازتون من برن
کوک رفت تو ماشین
جونکوک: وااااااایی خسته شدم چرا انقدر باهام کار دارن (اعصبی)
تهیونگ زنگ زد به کوک
وی: هی پسر اخبارو دیدی جزو 10 مافیای خطرناک جهان شدی
جونکوک: مافیایی که بدون اجازه پدرش کاری نمیکنه چون میترسه باباش مادرشو کتک بزنه
وی: میدونم پسر سخته ولی تحمل کن اینا تموم میشه برا مهمونی امشب میای
جونکوک: آره مجبورم
وی: حله پسر میبینمت
جونکوک حله برو خداحافظ

تماااااام
شرط 5 تا لایک
دیدگاه ها (۰)

P7 .PRISON MAFIA.

رمان :«پسر عموی جذابم»part:10ویو «علی»از دانشگاه اومدم خونه ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:13این چرا اینهمه عصبیه ر...

پارت چهار

سلام سلام من با یه فیک جدید اومدم ..............name:شکوه رن...

#معشوقه_آلفا

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:۴دست کوک از شدت شوک گوشی ...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:④پدرم گفت دست‌هاشو تو هم گره زد: «بله ژنرال ...

فیک تهیونگ

پارت ۴ ویو مادر تهیونگ :حق با تهیونگه ا/ت واقعا دختر خوبیه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط