{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✿ کپشن خاص ✿

✿ کپشن خاص ✿

توی کلاس بازیگری که مارلون براندو هم در اون بود،
ازکلاس خواسته شد نقش مرغ‌هایی رو بازی کنن که قراره یه بمب بیفته رو سرشون

اکثر افراد کلاس با وحشت شروع کردن به قدقد کردن

اما مارلون براندو سر جای خودش نشسته بود
و وانمود می‌کرد که داره تخم می ذاره

وقتی استلا آدلر استادش دلیل این رفتارش رو پرسید،
براندو گفت :
"من یه مرغ‌ام !
بمب چه می دونم چیه ؟

تفاوت انسانها در نوع اندیشیدن آنها به قضایاست
دیدگاه ها (۱)

- از زنها نپرسیدچرا گریه می کنند؟زنهادر قلبشان ،حفره هایِ عم...

تا نیمه چرا ای دوست ؟لاجرعه مرا سرکشمن فلسفه ای دارم :یا خال...

این اختلاف سنی ما تقصیر توست، ساعت های خانه ی شماسال هاست ای...

دوست داشتنت کار ساده ای نیست؛وا گذارش کن به من روسفیدت خواهم...

دو قطب مخالف💙🧡پارت ۴✨️💫# قسمت ۴: «همکاری اجباری» 🔥❄️**صحنه ۱...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت سوم: اعترافِ بی‌محابا و اشغالِ غیرقا...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p5۴«قول؟»جیمین بعد از چند ثانیه مکث، سرش ...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇16ویو هویج:چند روز از ورود لی یان به ...

پارت ۳۳ته:دیونه چرا تو از اون موقع تو فکری؟ 😏🦋هیون‌وو با لبخ...

Like swan 🦢#like_swan 𝑃𝑇13ویو نامجون: روز امتحان: روز امتحان...

توی کلاس بازیگری که #مارلون_براندو هم در اون بود ، از کلاس خ...

عکس گرفته شده از دشت توله@@@@@, توی کلاس بازیگری که مارلون ...

p2نگاهت گره می‌خوره به چشماش که با جدیت بهت زل زده بود : ا.ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط