💙پیوند یخ و آتش❤
توی یک روز ارام بها..........
باکوگو: این دو تیکه متحرک دیوونه شده( با داد)
ایزوکو: چی شده کاچان؟
باکوگو: این دو تیکه میگه امروز قراره بریم ازمایش امگاورس بدیم( نمیدونم اسم ازمایشش چیه)
کوکو: درسته. قراره بدیم.
تک به تک وارد اتاق شدن و وتک به تک اومدن بیرون. همه جواب هارو نگاه کردن.
ایزوکو: آلفا شدم عالیه!
اوراراکا: منم الفا شدم
دنکی: من بتا شدم
کیریشیما: الفا شدم.
لوکا: امگا شدم.
باکوگو: منم الفا شدم ولی این چه نتیجه ای داره💢
کوکو رو به شوتو کرد: شوتو تو چی شدی؟
شوتو هیچی نگفت. برای ۲ ثانیه.
کوکو اومد و جواب رو گرفت و اونم خشکش زد.
ایزوکو: چی شد کوکو سنسه؟؟
کوکو نفس عمیقی کشید: شوتو ی........ی........
کیریشیما: ی چی؟
کوکو: شوتو ی امگاست. ی امگای مرد.
باکوگو:*چی الان میگی اون پسر ی امگاست؟*
وقتی دارم از* استفاده میکنم یعنی داره فکر میکنه
لوکا:* خب اون پسره ولی من نیستم حالا فقط منو و باکوگو میتونیم با هم باشیم!*
باکوگو: این نفله امکان نداره امگا باشه.
کوکو: ولی هست.
( پرش زمانی به دبیرستان)
پچ پچ ها زیاد شد.
یکی: امکان نداره امگا باشه.
یکی:چرا امکان داره ولی اون جزو یک درصد مرد هاست که امگان.
شوتو:* نه الان چی میشه. چه اتفاقی میوفته؟*
شوتو رفت توی کلاس. اونجا همه بهش زل زدن.
باکوگو* ادم ندیدین عین گاو وایستادین زل زدین؟*
باکوگو بلند شد و دست شوتو رو گرفت اونو روی باهاش نشوند.( اگه منحرفید باید بگم از همین الان دارم شروع میکنم) لوکا از عصبانیت داشت میترکید.
کوکو: خب بچه ها درس امرو................
کوکو خشکش زد.
کوکو: باکوگو این چه کاریه؟
باکوگو: که این گله بز بهش زل نزنن.
کوکو:: بز؟
باکوگو: اره
کوکو رفت دست شوتو رو گرفت و اونو روی صندلی خودش نشونو.( کوکو زنه) خب بی دلیلی درس امروز یادگیری برای حملات پیشرفته است.
موقع درس دادن شوتو حس سرگیجه کرد و یهو بیهوش شد.
کوکو: شوتو!!!
باکوگو ی لحظه کوتاه از صندلی بلند شد تا پیش شوتو بره.
لوکا:* چی شد امگای بیریخت مُردی؟*
دنکی: چی شد؟
کوکو: دروبر ما الفا زیاد وجود داره. برای همین بیهوش شد. ی نفر باید شوتو رو ببر...........
باکوگو: من میبرم........
همه: چییییییی؟؟؟؟؟
کوکو: مطمعنی؟؟؟
باکوگو: اره سنسه ی نفله.
کوکو چشماش گشاد شد ولی توی یک چشم بهم زدن دید باکوگو رفته و شوتو رو پرنسسی بغل کرده.
لوکا رو خودتون تصور کنید چون شما باید نمره بدید اوتاکو های سنسه
باکوگو* این چه کاری بود؟؟ نه من عاشق این دو تیکه نمیشم*
_____________________________________
پایان😊
باکوگو: این دو تیکه متحرک دیوونه شده( با داد)
ایزوکو: چی شده کاچان؟
باکوگو: این دو تیکه میگه امروز قراره بریم ازمایش امگاورس بدیم( نمیدونم اسم ازمایشش چیه)
کوکو: درسته. قراره بدیم.
تک به تک وارد اتاق شدن و وتک به تک اومدن بیرون. همه جواب هارو نگاه کردن.
ایزوکو: آلفا شدم عالیه!
اوراراکا: منم الفا شدم
دنکی: من بتا شدم
کیریشیما: الفا شدم.
لوکا: امگا شدم.
باکوگو: منم الفا شدم ولی این چه نتیجه ای داره💢
کوکو رو به شوتو کرد: شوتو تو چی شدی؟
شوتو هیچی نگفت. برای ۲ ثانیه.
کوکو اومد و جواب رو گرفت و اونم خشکش زد.
ایزوکو: چی شد کوکو سنسه؟؟
کوکو نفس عمیقی کشید: شوتو ی........ی........
کیریشیما: ی چی؟
کوکو: شوتو ی امگاست. ی امگای مرد.
باکوگو:*چی الان میگی اون پسر ی امگاست؟*
وقتی دارم از* استفاده میکنم یعنی داره فکر میکنه
لوکا:* خب اون پسره ولی من نیستم حالا فقط منو و باکوگو میتونیم با هم باشیم!*
باکوگو: این نفله امکان نداره امگا باشه.
کوکو: ولی هست.
( پرش زمانی به دبیرستان)
پچ پچ ها زیاد شد.
یکی: امکان نداره امگا باشه.
یکی:چرا امکان داره ولی اون جزو یک درصد مرد هاست که امگان.
شوتو:* نه الان چی میشه. چه اتفاقی میوفته؟*
شوتو رفت توی کلاس. اونجا همه بهش زل زدن.
باکوگو* ادم ندیدین عین گاو وایستادین زل زدین؟*
باکوگو بلند شد و دست شوتو رو گرفت اونو روی باهاش نشوند.( اگه منحرفید باید بگم از همین الان دارم شروع میکنم) لوکا از عصبانیت داشت میترکید.
کوکو: خب بچه ها درس امرو................
کوکو خشکش زد.
کوکو: باکوگو این چه کاریه؟
باکوگو: که این گله بز بهش زل نزنن.
کوکو:: بز؟
باکوگو: اره
کوکو رفت دست شوتو رو گرفت و اونو روی صندلی خودش نشونو.( کوکو زنه) خب بی دلیلی درس امروز یادگیری برای حملات پیشرفته است.
موقع درس دادن شوتو حس سرگیجه کرد و یهو بیهوش شد.
کوکو: شوتو!!!
باکوگو ی لحظه کوتاه از صندلی بلند شد تا پیش شوتو بره.
لوکا:* چی شد امگای بیریخت مُردی؟*
دنکی: چی شد؟
کوکو: دروبر ما الفا زیاد وجود داره. برای همین بیهوش شد. ی نفر باید شوتو رو ببر...........
باکوگو: من میبرم........
همه: چییییییی؟؟؟؟؟
کوکو: مطمعنی؟؟؟
باکوگو: اره سنسه ی نفله.
کوکو چشماش گشاد شد ولی توی یک چشم بهم زدن دید باکوگو رفته و شوتو رو پرنسسی بغل کرده.
لوکا رو خودتون تصور کنید چون شما باید نمره بدید اوتاکو های سنسه
باکوگو* این چه کاری بود؟؟ نه من عاشق این دو تیکه نمیشم*
_____________________________________
پایان😊
- ۲.۲k
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط