مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

اتمام رفاقتمون:)

اتمام رفاقتمون:)
" مهر 1405/7/12"
ما مال هم بودیم شایدم نبودیم
ولی.. همو دوست داشتیم من از درون اون از بیرون اون میتونست بگه من نمیتونستم نمیدونم دقیق مشکل چیبود ولی حالا من میگم دوست دارم اون میگه یکی دیگه رو دوس دارم مشکلی بود
نه تنها از من اونم داشت ولی من... دوست خوبی براش نبودم.
از این به بعدم زنده و مرده بودنم برام فرق نداره
هر شروعی اتمامی داره مال ما هم همین جوری پایان یافت پشیمون؟ نه نیستم که اشنا شدم باهاش، دوسش داشتم، عاشقش شدم:) اون درسته خواهرم نبود ولی از خواهر فرقی نداشت برام اون برام با همه فرق داشت برا اینکه کسی نردیکش نشه جنگیدم ولی اون بد دید منو:) اشکال نداره
حرف زدن باهاش برام یه روز تایم مورد علاقم بود ولی دیگه نیست گریه؟ تازه از این به بعد شروع میشه تنها چیزی که پایان نداره
حرف اخرم برات( دوست دارم هنوز هنوز)
شاید یادم بری ولی نه فراموش
هرچی توان دارم ازت دور میشم تا تو بخندی خوشحال باشی مواظب خودت باشی
دیگه شبام بدون ماهِ🌑
"شروع ما 1405/2/4 اردیبهشت "
🫂خدافظ فرشتم خدافظ ایلیام 👋🏻:) (🌑 = ☀)


«تا اینو بنویسم مردم دستام سرد چشام اشک قلبم تیکه تیکه مغزم خواب» پاک کردنت سخت میشه
دیدگاه ها (۰)

چند پارتی

راستش همه ی این اتفاقا برام افتاده و الان تننهام ولی میدونم ...

فکر کنم سخت‌ترین قسمتِ رفتن از تو، خودِ رفتن نیست؛ اینه که ب...

وقتی پدرت بود🧡پارت ۳(last part)با‌حرفهاش واقعا داشتم اروم می...

پارت پنجنامجون جوابی نداد و از ماشین پیاده شد یوری: نامجون ب...

#برادر ناتنی من

من تنها کاری که میخوام انجام بدماینه که زندگی رو صرف دوست دا...

وقتی طرفدارش بودی💚پارت ۳(last part)نه بابا اون فقط مسته....ش...

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

پارت ۸ (آخر)شوگا: راستش اولین باری که دیدمت خیلی رو مخ ام بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط