باز از نهانه‌های طلب می‌لرزم

باز از نهانه‌های طلب می‌لرزم
یک بوسه از میانِ دهانت
میلِ مرا
به سوی تو
آواز کرده است
اما
وقتی
هر بوسه ی تو تشنه‌ترم می‌کند
شاید علاجِ تشنگی من
تنها
نوشیدنِ تمامی آن چشمه است
که از دهانِ کوچکِ تو
سر
باز کرده است...
حسین منزوی...
دیدگاه ها (۱)

🍒🍃چیست دریا؟چشم پر اشک زمیندر نگاهش آرزویی ته نشین آرزوی پا ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

بسم الله الرحمن الرحیمصحیفه سجادیه قسمت دوم :(فراز 5)- اللّ...

‼️حق الناس شوخی بردار نیست❗️⚠️ بیست سال است شلاقِ یک «اِی» ر...

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

هم سلولی خطرناک (part2)هفته‌ی اول دختر یاد گرفت چطور توی زند...

پرنسس ناخواسته

نمیبخشمت p.22

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط