{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با آن همه نیاز که من داشتم به تو

با آن همه نیاز که من داشتم به تو
پرهیز عاشقانه من ناگزیر بود
من بارها به سوی تو باز آمدم، ولی
هر
بار
دیر
بود..
اینک من و توایم، دو تنهای بی نصیب
هر یک جدا گرفته، ره سرنوشت خویش
سرگشته در کشاکش طوفان روزگار
گم کرده
همچو
آدم و حوا
بهشت خویش..
دیدگاه ها (۱)

ای پیشوای سترگِ جاودان،ای آن‌که نامت در طنینِ تاریخ، هم‌سنگِ...

با ان همه نیاز که من داشتم به تو پرهیز عاشقانه ی من ناگزیر ب...

با آن همه نیاز که من داشتم به توپرهیز عاشقانه من ناگزیر بود....

‌با آن همه نياز كه من داشتم به توپرهيز عاشقانه من ناگزير بود...

اینک من و توایم دو تنهای بی نصیب / هر یک جدا گرفته ره سرنوشت...

اینک من و توایم دو تنهای بی‌نصیبهر یک جدا گرفته ره سرنوشت خو...

با آن همه نياز كه من داشتم به توپرهيز عاشقانه من ناگزير بود....

موسیقی

مــن بـارها به سـوی تــو بازآمدم ولیهـر بـار ... دیــر بـودا...

با آن‌ همه نياز كه من داشتم به توپرهيز عاشقانه‌ی من ناگزير ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط