:) ++ خــآص نــِوشــتــ ++ :)

:) ++ خــآص نــِوشــتــ ++ :)

بــُلـَندآی شــَبِ یــَلـدآی مــَن بــآش
طـُلـوعِ روشــَنِ فــَردآی مــَن بــآش
ولــی فــَردآ خــ ــُدآ دآنــَد کــُجـآیـیـم
هـَمیـن حـآلـآ ، هـَمیـن حـآلـآیِ مــَن بـآش ..

لــآیـکــ ==> یــَلــدآ مــُبــآرَکــ :)
دیدگاه ها (۱)

P28بعد از ورزش زنگ خونه خورد انیا تو راه خوابگاه بود که در ا...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

از وقتی ۲۸ سالت بود تا امروز، از همون روز اول تا الان، تو هم...

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

پارت ۲۲

رمان سوم پارت سوم 😄࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ویو راوی چویا ...

وقتی گرگینه بود📎پارت ۶و جوابی که نشونم داد باعث شد گوشی از د...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.56(روایت از زبان جونگ‌ک...

پارت ۱

سناریو #BTS وقتی باهامون قهرننامی: عشقم ببین درسته عصبی هستم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط