{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی گرگینه بود📎

وقتی گرگینه بود📎
پارت ۶
و جوابی که نشونم داد باعث شد گوشی از دستم بیوفته
Ai تمام رفتار های جونگکوک رو کنار هم گذاشت و با توجه به اینکه اون یه گرگینه هست تمام کارهاش رو به زبان گرگینه تحلیل کرد
و گفت
تمامی کارهای اون فقط به یه احساس برمیگرده
عشق
تا چند دقیقه نمیفهمیدم داره چی میشه
یه گرگینه عاشق من شده؟...
ولی من اون حتی از نظر فیزیکی شبیه هم نیستیم
اصلا اون فقط چندروزه منو میشناسه
چطوری عاشقم شده؟
یاد اون روزهایی افتادم که میومد نزدیک چادر و فقط نگاهم میکرد
و‌من میترسیدم ازش
عذاب وجدان بدی گرفتم...اون فقط میخواست خوشحال بودنش که من پیششم رو نشون بده...و من..من چیکار کردم؟...ازش ترسیدم
یکهو یادم افتاد فردا شب داریم از اردو برمیگردیم
تمام ریسکش رو به جون خریدم و از چادر زدم بیرون
دوییدم سمت جونگکوک
رسیدم پیشش و بغلش کردم
حتی وقتی پیش من بود ناخن های تیز و برنده ای نداشت
و عین یه ادم بود...فقط نمیتونست حرف بزنه...همین
+جونگکوک...تو واقعا از من خوشت میاد؟؟
سرشو به نشونه مثبت‌تکون داد
+وای خدای من...جونگکوک ولی من و تو حتی شبیه هم نیستیم
با دستاش حرکاتی نشون داد که حس کردم‌میگه "مهم نیست عشق زمان و ادم‌نمیشناسه"
سعی کرد چیزی بهم بفهمونه...من سعی کردم به ai حرکاتش رو نشون بدم تا بفهمم چی میگه
میگفت:
"پیش من بمون...قول می‌دم اگر ازم ترسیدی و یا دوستم نداشتی ولت کنم"
دلم میخواست بمونم ولی...اخه معلمم رو چیکار کنم
یه ایده ای به سرم زد
.
.
.
فردا صبح:
معلم داشت میگفت که وسایل رو جمع جور کنیم
یه پیام جعلی از طرف خانواده ام نوشتم که به معلمم میگفتن من تو جنگل برم خونه خاله ام که همین‌اطرافه
معلم اول شک کرد ولی وقتی دید پیام خیلی واقعیه اجازه داد

شب شد همه رفتن و من و‌جویونگ موندیم
جویونگ از همه جا بی خبر خوابید
منم یه یاداشت گذاشتم و تمام اتفاقات این دو شب رو تعریف کردم و گفتم ممکنه دیگه برنگردم پس مراقب باش

رفتم پیش جونگکوک
ادامه دارد......
حمایت کنید قربونتون برم📎
دیدگاه ها (۲)

اگه میشه این حرفم رو جدی بگیرید اگه تو سروش یا هر برنامه‌ی د...

Destiny part 10

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_2 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄دستم...

عمارت مافیا ✨️🍷قسمت ⁵ساعت ¹⁰ صبح دیدگاه جونگکوک:از خواب بلند...

dark life = 40

پارت ۴ خانه‌ی جونگکوک بیشتر شبیه یک قلعه بود.دیوارهای بلند، ...

part ۱۹جینا: باشه باشه... چیزی نمیگمکوک: بهتره چیزی نگیاز کن...

ترکم نکن

عشق مافیا:)))پارت چهاردهم :جیمین: سلام یونجون یونجون: سلام (...

پارت ۸چند روزی از شروع پروژه گذشته بود.اون روز بعد از کلاس، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط