{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه خورد این دل در آن محفل که همچون مست اندر گل

چه خورد این دل در آن محفل که همچون مست اندر گل
از آن میخانه چون مستان چه ناهموار می‌آید
مخسب امشب مخسب امشب قوامش گیر و دریابش
که او در حلقه مستان چنین بسیار می‌آید
گلستان می‌شود عالم چو سروش می‌کند سیران
قیامت می‌شود ظاهر چو در اظهار می‌آید
همه چون نقش دیواریم و جنبان می‌شویم آن دم
که نور نقش بند ما بر این دیوار می‌آید
گهی در کوی بیماران چو جالینوس می‌گردد
گهی بر شکل بیماران به حیلت زار می‌آید
خمش کردم خمش کردم که این دیوان شعر من
ز شرم آن پری چهره به استغفار می‌آید
دیدگاه ها (۱)

محبت ...چشمه ایست از جنس نور،و حتی پرندگان را هم به سویت می ...

بگذار که با گریه خود شاد بمانمآنم که چو ویران شوم آباد بمانم...

خوش است خلوت اگر یار یار من باشدنه من بسوزم و او شمع انجمن ب...

ذکر روز چهارشنبه یا حــــــــــی و یا قیومزنـــــــدگی را از...

چه بوی است این چه بوی است این مگر آن یار می‌آیدمگر آن یار گل...

💢 وقتی حالیت نیست که چرا #حافظ رو با این لقب صداش میکنن❗✨غزل...

باز آهنگ جنون مي زني اي تار امشبگويمت رازي در پرده نگهدار ام...

باز آهنگ جنون می زنی ای تار امشبگویمت رازی و در پرده نگهدار ...

باز آهنگ جنون می زنی ای تار امشبگویمت رازی و در پرده نگهدار ...

#انسانیتدر سرم بود که انسان شوم اما نشدم فار...

امشب از قصه دل با تو سخنها دارمحرف ها با تواز این عاشق تنها ...

گر از این منزل ویران به سوی خانه روم دگر آن جا که روم عاقل و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط