{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم که بگو آخر، بامن سخنی مولا

گفتم که بگو آخر، بامن سخنی مولا
تا اینکه به سوغاتی باخود ببرم زینجا
گفتا که منم آنکه سرتا قدم احساسم
با خلق جهان برگو من عاشق عباسم
عالم همه مست من، من مست ابالفضلم
من بیرق خود دادم، در دست ابالفضلم
از معجزه ی نابه دستان علی باشد
همچون پدرش عشق بین المللی باشد
دیدگاه ها (۲)

در کوچه درویشان یک شب گذرم افتاد در محفل بی خویشان آنجا نظر...

در کوچه درویشان یک شب گذرم افتاد در محفل بی خویشان آنجا نظرم...

#فنجانی_چای_باخداقسمت هشتاد چهارآن مرد رفت؛ وقتی که باران نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط