{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#قسمت‌صدم

#قسمت‌صدم

_سلام خانم بوشغد
+اوه ... سلام ... شمایید!؟
عجب! برای من مثل این بود که یه مادر بعد از به دنیا آوردن بچش بگه: «اوه ... من بچه داشتم!؟»
ناهار مهمون لابراتوار بودیم؛ اون هم توی رستوران چینیا!
بوی مارمولک پخته فضای رستوران رو گرفته بود. پرفسور غیشیغ توضیح داد که همه رستوران‌های اطراف رزرو بوده‌ان و اون از فرصت استفاده کرده تا ما با غذا‌های چینی آشنا بشیم.

اوه اوه غذای چینی🤢😂

✍🏻ا.م

#کتابخوانی
#زندگی_مثبت_کتاب_خوانی
#چشم‌های‌باز_پلک‌های‌بسته

#بصائرحسینیه_ایران
#basaerehoseiniyeh
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
✅ ایتا، سروش، بله، گپ، روبیکا، آی گپ، هورسا، پاتوق، نزدیکا، باهم، تلگرام، اینستاگرام و توییتر با 👈👇👈👇👈👇

🆔 @basaerehoseiniyeh
دیدگاه ها (۰)

#قسمت‌نود‌وهفتماستادم از دو سه روز قبل گفته بود که قراره بری...

چشم‌های باز پلک‌های بسته

چشم های باز پلک های

حکایت ناشکری‌های ما از خدا و ندیدن زیبایی‌هامون!!!!!

داستان، قسمت صد و پنجاه و هفتم

تقابل ایران با تروریست های فرودگاه بغداد در مستطیل سبز#تروری...

چشم های باز پلک های بسته

چشم‌های باز پلک‌های بسته

#قسمت‌نود‌وچهارمپوسترایی رو که می‌گفت دیده بودم. افتضاح بود....

داستان، قسمت صد و چهل و پنجم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط