{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در انتهاے ڪوچہ اے ڪاشانہ دارد یار من

در انتهاے ڪوچہ اے ڪاشانہ دارد یار من
روے نگاهش یڪ بغل پروانہ دارد یار من
از بس ڪہ من با دیدنش مستِ نگاهش میشوم
انگار در چشمان خود میخانہ دارد یار من
یڪ دستہ گل وقتے ڪہ میخندد نشیند بر لبش
گویے ڪہ در لبخند خود گلخانہ دارد یار من
شبها شرابم چشم او ، صد ناز دارد خشم او
از جام چشمش بادہ در پیمانہ دارد یار من
گر مِے پرستے میڪنم ، با یار مستے میڪنم
در عاشقے ، چون شیوہ اے مستانہ دارد یار من
پنداشتم در ڪیش او جایے ندارد دلبری
دیدم ڪہ در هر شهر و دِہ ، بتخانہ دارد یار من
من عاشقم، دیوانہ ام، گویند من مستم ولی
چون من ڪجا یڪ عاشقے دیوانہ دارد یار من
مشهور شد در دلبرے با طلعت چشمان خود
در تار مژگانش هزار افسانہ دارد یارمن 😘❤️

#عاشقانه #خاص #تنهایی #عشقولانه #جانان #عشق_جان #ستایش_قلب_سربی #لایک_بازنشر_یادت_نره
دیدگاه ها (۱۳)

در انتهاے ڪوچہ اے ڪاشانہ دارد یار من روے نگاهش یڪ بغل پروانہ...

در انتهای کوچه ای،کاشانه دارد یار من؟روی نگاهش یک بغل،پروانه...

در انتهای کوچه ای کاشانه دارد یار منروی نگاهش یک بغل پروانه ...

در انتهای کوچه ای کاشانه دارد یار منروی نگاهش یک بغل پروانه ...

در انتهای کوچه ای کاشانه دارد یار منروی نگاهش یک بغل پروانه ...

در انتهای کوچه ای کاشانه دارد یار منروی نگاهش یک بغل پروانه ...

مرسی که هستی ❣️🌹❣️🌹❣️در انتهای کوچه ای کاشانه دارد یار منروی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط