همه شهر مهیاست مبادا که تو را

همه شهر مهیاست مبادا که تو را

آتش معرکه بالاست مبادا که تو را

این جماعت همه گرگند مبادا که تو را

پی یک شام بزرگند مبادا که تو را

دانه و دام زیاد است مبادا که تو را

مرد بد نام زیاد است مبادا که تو را

پشت دیوار نشسته اند مبادا که تو را

نا نجیبان همه هستند مبادا که تو را

تا مبادا که تورا باز مبادا که تو را

پرده بر پنجره انداز مبادا که تو را

#عشقولی***
دیدگاه ها (۲)

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.8 (روایت از زبان ا...

قسمت ۸(بخش یک)

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 5#لینو #فیکشنساعت ۹:۴۵ شب ـ عمارت ل...

### **پارت اول: سایه‌های عمارت غریبه**صدای تیک‌تاک ساعت دیوا...

همه شهر مهیاست مبادا که تو راآتش معرکه بالاست مبادا که تو را...

همه شهر مهیاست مبادا که تو راآتش معرکه بالاست مبادا که تو را...

همه شهر مهیـــاست، مبادا که توراآتشِ معرکه بالاست، مبادا که ...

همه شهر مهیاست مبادا که تو راآتش معرکه بالاست مبادا که تو را...

#عاشق این شعرم😍😊:همه ی شهر‌ مهیاست مبادا که توراآتش معرکه با...

همه شهر مهیاست مبادا که تو را ... آتش معرکه بالاست مبادا ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط