مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت .

مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت .
زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت.
مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و مایحتاج خانه را مى خرید.
روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و آنها را وزن کرد . اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود.
او عصبانى شد و به مرد فقیر گفت:
دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است.
مرد فقیر سرش را پایین انداخت و گفت:
ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن را به عنوان وزنه قرار مى دادیم .
دیدگاه ها (۶)

موی بشکافی به عیب دیگران چو به عیب خود رسی کوری از آن

لئوناردو در ۱۴ یا ۱۵ آوریل ۱۴۵۲ م در شهر تپه‌ای وینچی در توس...

پرنده گاوچرانک دم‌نواری یا همان Bar-tailed Godwit با وزن حدو...

بقال مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت و او آنرا به یکى از...

بخونید . جالبه مرد فقیری بود که همسرش کره می ساخت و او آنرا...

مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت و او آنرا به یکى از بقالى...

مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت و او آنرا به یکى از بقالى...

🔸 مرد فقیری بود که همسرش کره می ساخت. زن کره ها را به شکل قا...

مرد فقیری بود که همسرش از ماست کره می ساخت و او آنرا به یکی ...

مرد فقیرى بود که همسرش از ماست کره مى ساخت و او آنرا به یکى ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط