{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقم شو خلاصم کن قسمت۱۳پارات۲!👇 👇 🚶 🚶

عاشقم شو خلاصم کن قسمت۱۳پارات۲!👇 👇 🚶 🚶
یه ساعتی میشه که برو بچ زدن بیرون!!!بقیه بچه ها رفتن سر قرار😐 😐 😐 😐 ....قرار تو روز روشن؟؟؟خدا هم که همه چیزو برام محیاااا کرده بودووو اما این سهونه خاک برسرر نمیاااد بیروون😭 😭 😭 😭 😭
دوباره رفتم رو بالکن و یاد اون روزی افتادم که سهون موهامو برام بست😢 😢 😢
😐 😐 چقدرتظاهر به خوبی کنم؟؟
یهو متوجه نفس های پی در پی ینفر شدم
سهوووون😐 😐 😐 خدایااا امروز روز شانسه۰؟؟
با دیدن من متعجب شدو اومد بره بیرون
_هنوز ....منو نشناختی؟؟؟!!!اون روز ...
+نه نمیشناسمت چن بار بگم ؟؟؟!!
_آخه من...
+تو فقط یه خدمتکاری...پس دست از سرم برداار
_یااااسهوووون تو ......
+فکر کردی کی هستی؟؟
این حرفش آشنا بود برام بغض گلمو گرفت"این حرفو چن وقت پیش....ینفر بهم زد اول برام مهم نبود ....اما بعدش جوری عاشقش شدم که بدون اون نمیتونم زندگی کنم من بیش از حد بهش وابستم😐 😔 😔 😔 😔 😔
_خب اگه دوستت نداره فراموشش کن....
+چجوری؟؟؟!!!
_ازش دور شو هم قلبی هم مسافتی!!!
تو روحت!!!😐 😐 خانه خرابم کردی!!😒 😒 😒 😒
+ایشش احمق دیوونههههه
_چی؟؟؟
+هیچی فقط میخوام یه چیزیو یادت بندازم!!!
دستشو گرفتم و بردم تو اتاقم نشوندمش رو صندلی "یادته؟؟اون روز نزدیک بود بخاطر دیوونه بازیات اخراجم کنن۰؟؟!!!
اون روز داشتم بهت ابراز علاقه میکردم که رفتی زیر ماشین..
همونطور بهش نزدیک تر میشدم قیافش شده بود مثه یه بچه کوچولو 😳 😳 😳 😳
_یااااا داااری گیجممم میکنیی🙄 🙄 😰 😰 😰
لبامو بردم نزدیک لباش و یه نفس عمیق کشیدم و فوت کردم رو لباش بعد سری سرمو اووردم عقب!
یکم با حیرت بهم نگاه کردو ...
محکم دستمو کشید و انداخت تو بغلاش دیووونه شدههههه یااااخداا
دوتا دستاشو گذاشت رو صورتم و به چشمام نگاه میکرد
_پس واقعی بود عشقت به من؟؟پس اون حرفت خیالات من نبود جدی جدی گفته بودی؟؟؟تو رو به بهونه تیفانی مال خودم کردم!!😏 😏
+وااااتتتتت؟؟؟😳 😳 😳 😳 😳 ینی فیلمش بود ؟؟🤔 🤔 آب دهنمو قورت دادم پس منو میشناسی؟؟
+همونطور به چشمام نگاه میکرد و لباشو اورد جلو تر بر خلاف افکارم سرشو برد بالا و سرمو بوس کرد
به هق هق افتادم
_دروغهههه!!!!خوابعههه!!رویااااستتت!!
+نه تو واقعی عشق منی!!!❤ ️مال خودمی
_👄 👄 👄
+جیونن؟؟؟گرمای صداشو احسای میکردم بی اختیار گفتم"
_جونم؟؟!!!
+عاشقم شو
_هستم!!و خواهم بود💋
+جیون؟؟
_جونم؟؟
+دوستت دارم
همونطور که رو پاش بودم محکم بغلم کرد و تو موهامو دست میکشید💆 ......
پایان قسمت ۱۳پارات ۲
دوستان خوشتون اوومد۰۰؟؟؟💃 👇 👇 👇 👇 👇
💖 پایان قسمت 13 از پارت اول💖
نظر یادتون نره
دیدگاه ها (۸)

ادامه پارت ۳۴

واقعا از اینکه دوستی مثل تو دارم روزی هزار بار خداروشکر میکن...

📗زنی به عنوان حیوان خونگی یه مار داشت و خیلی اون مارو دوست د...

خنده ی ممنوعه.

سناریو : ملکه تنجیکوپارت ۱۵یوناچند هفته از زندگی کردنم کنار ...

اعتیاد من بهت.

پارت: 11 (بخش2) **زاویه دید: زین**نیم ساعت بعد، تو رختکنِ بخ...

سفید و سیاه🤍🖤# قسمت ۲۴: «حسادت» 🤍🖤**صحنه ۱ - بیرونی: خیابون ...

[اونا هیچی در باره ما نمیدونن] part 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط