{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

《دوست دخترشی و رو پاش میشینی》

《دوست دخترشی و رو پاش میشینی》
خونه ساکت بود فقط صدای اکسپلور تو و سینا تو خونه میچرخید تو و سینا بخاطر اینکه کم همدیگه رو میدیدید مجبور شدید پیش هم زندگی کنید سینا صبح تا شب داشت رو یه پروژه جدید کار میکرد تو صبح تا ظهر سر کار بودی چون تو به این اعتقاد داشتی که پولی که برای خودت خرج میکنی باید برای خودت باشه و وقتی از سینا پول میگرفتی بهش پس میدادی این موضدع باعث شده بود که یهذره سینا حس کنه برات کافی نبوده اما نمیدونه که تو عادت داری.
پنج شنبه بود و تو و سینا روز استراحت داشتید(امروز پنج شنبست:] )یه پودرفیکس از برند هرا(Hera)تو اکس پلور دیده بودی که خیلی پیگمنتش پینترستی بود. پست و ذخیره کردی و گوشیتو خاموش کردی و گذاشتی کنار پات رفتی سمت سینا و نشصتی کنارش و همونطور که با انگشتتشونش رو لمس میکردی با کیوت ترین حالت ممکن لب زدی
ات_سینا جونم
سینا سرش رو از گوشی کنار کشید و داد بهت
ات_بریم خرید؟
سینا_خرید چی
ات_لباس،وسایل لوازم آرایشی،کتاب و این جور خرت و پرتا
سینا_باز چیزی تو اکسپلور دیدی که دلت خواست؟
از تو چشات ذهنتو خونده بود پس خندیدی و سرتو آوم قرار دادی به شونه هاش
ات_ترو خودا
سینا با یه حرکت برگشت سمتت و سرت چهار زانو نشست و با استفاده از دستاش چونتو بالا برد
سینا_چرا انقدر بامزه ای
خندیدی و گفتی
ات_چرا بحثو عوض میکنی
سینا_نه نمیشه خستم
ات_اگه کاری کنم که خستگیت در بره چی
بهت خیره شد و هیچی نگفت رفتی رو پاهاش ولبتو نزدیک لباش کردی و یه کیس ملایم ولی طولانی رو لباش کاشتی که باعث شد اونم باهات همراهی کنه همونطور که دست راستت رو شونه اش بود و دست چپت رو مبل اون کمرت رو گرفت و بیشتر به خودش نزدیکت کرد که این باعث شد جاتون عوض بشه یعنی سینا تورو کشوند سمت خودش و تو رو تکیه داد به مبل و لباتو میخورد یعنی از کیس عادی به فرانسوی انتقال پیدا کرده بودید. حالا بعد۱۱مین سینا ازت بیرون کشید و تورو گذاشت رو پاهاش و کمرت رو گرفت و به خودش نزدیکت کرد و گردنش رو کج کرد و رو لبات یه کیس فرانسوی خوشگل رفت تو هم گردنشو گرفته بودی و دستتو کرده بودی تو موهای فرفری ش که تازه کوتاه شون کرده بود و ماساژشون میدیدی. سینا طوری تو لبات غرق شده بود که متوجه نشد که خسته بود و باید میرفتید بیرون. سینا بعد چند مین از لبات بیرون کشید تا یذره نفس بکشه هردو به نفس نفس افتاده بودید و نمیتونستید نفس بکشید سینا لب زد
سینا_لبات از هر چیز دیگه ای برام خوشمزه تره
ات_فکنم،بیرون کنسله
سینا_چرا؟
لبت رو نزدیک گوشش بردی و با صدای خماد و هاتی حرف زدی
ات_بیبت بهت احتیاج داره ددی
بهد از اینکه چند مین بهت خیره شده بود زود کمرتو گرفت و دوباره لباشو گذاشت رو لبات و با ولع بیشتر از قبل میبوسیدت.
حالا تو بوی و یه ددی ای که قرار بود به فاکت بده😊

پایانیDارک
دیدگاه ها (۰)

تک پارتی سینا ساعی وقتی

وانشات سینا ساعی وقتی

《عضو نهمی و بد جوری عاشقت میشه》یک سالی میشد که تازه عضو گروه...

۳پارتی سینا ساعی وقتی

تک پارتی سینا ساعی وقتی

سناریو تک پارتی مویچیرو(درخواستی)موضوع : اعترافتو یکی از هاش...

وقتی میخوان بهت اعتراف کنن...

#مافیا_عزیز_من#Part28عطر شکلات حالا کل فضای آشپزخونه رو پر ک...

(وقتی عضو نهمی و ددی نون روت کراش داره...)

#سناریوموضوع:(عضو نهمیم یه بالشت داریم که هرشب موقع خواب بغل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط