.پسره خواسته دختره رو بترسونه یه لیوان اب پاشیده تو صورت

.پسره خواسته دختره رو بترسونه یه لیوان اب پاشیده تو صورت دختره
.
.
.
.
.
.
.
.





.
.
.
.
.
.
.
.
.








.
.
.
.دختره صورتشو گرفته داد زده سوختم سوختم پسره خندیده گفته اب بود احمق.
دختره دستاشو برداشته از جلو صورتش. پسره دیده صورتش عوض شده پسره ترسیده پا به فرار. باورش شده اسید پاشیده. نفهمیده آرایش دختره پاک شده، میگن هنوز پسره برنگشته
دیدگاه ها (۶)

part54. . ساعت حدود سه شب بود و اون تازه نیم ساعت پیش تونسته...

خاطرات ناتمامPart5"Taehyung"به تاج تخت تکیه زدم و سرمو بین د...

^o^) (^o^)دختر کوچولو از جا پرید. جوری که انگار وحشتناک ترین...

چشم های زن و شوهر از تعجب گرد شد. این تصمیم میتونست زندگیشون...

رفت و تکونش داد. بدون اون نمیتونست از این جنگل بی انتها بره ...

پسره خاسته دختره رو بترسونه یه لیوان اب پاشیده تو صورت دختره...

_پسره خاسته دختره رو بترسونه یه لیوان اب پاشیده تو صورت دختر...

پسره خاسته دختره رو بترسونه یه لیوان اب پاشیده تو صورت دختره...

پسره خاسته دختره رو بترسونه یه لیوان اب پاشیده تو صورت دختره...

پسره خاسته دختره رو بترسونه یه لیوان اب پاشیده تو صورت دختره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط