{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسره خاسته دختره رو بترسونه یه لیوان اب پاشیده تو صورت دخ

پسره خاسته دختره رو بترسونه یه لیوان اب پاشیده تو صورت دختره
.
.
.
.
.
.
.
.
.دختره صورتشو گرفته داد زده سوختم سوختم پسره خندیده گفته اب بود احمق.
دختره دستاشو برداشته از جلو صورتش. پسره دیده صورتش عوض شده پسره ترسیده پا به فرار. باورش شده اسید پاشیده. نفهمیده آرایش دختره پاک شده، میگن هنوز پسره برنگشته
دیدگاه ها (۲۳)

part54. . ساعت حدود سه شب بود و اون تازه نیم ساعت پیش تونسته...

عشقی گمشده در تاریکی جنگلپارت ۸(از زبون راوی)...وقتی اون گل ...

شاهکاری به نام دروغ

^o^) (^o^)دختر کوچولو از جا پرید. جوری که انگار وحشتناک ترین...

چشم های زن و شوهر از تعجب گرد شد. این تصمیم میتونست زندگیشون...

رفت و تکونش داد. بدون اون نمیتونست از این جنگل بی انتها بره ...

_پسره خاسته دختره رو بترسونه یه لیوان اب پاشیده تو صورت دختر...

_پسره خاسته دختره رو بترسونه یه لیوان اب پاشیده تو صورت دختر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط