{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

_پسره خاسته دختره رو بترسونه یه لیوان اب پاشیده تو صورت د

_پسره خاسته دختره رو بترسونه یه لیوان اب پاشیده تو صورت دختره
.
.
.
دختره صورتشو گرفته داد زده سوختم سوختم پسره خندیده گفته اب بود احمق.
دختره دستاشو برداشته از جلو صورتش. پسره دیده صورتش عوض شده پسره ترسیده پا به فرار. باورش شده اسید پاشیده. نفهمیده آرایش دختره پاک شده، میگن هنوز پسره برنگشته!!!
دیدگاه ها (۱۹)

_ ﻣﻨﻮ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﻦ ، ﺧﯿﻠﯿﺎ ﺣﺎﺿﺮﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮﻡ ﺑﻤﯿﺮﻥ …..ﻫﻤﯿﻦ ...

_ یعنی انقدری که تو مجازی لات و شاخ هستا...تو زندان قزلحصار ...

ﺑﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺗﺎﮐﺴﯿﻪ ﻣﯿﮕﻢ :ﻫﺰﺍﺭﯼ ﺍﺯﺍﯾﻦ ﺑﻬﺘﺮ ﻧﺪﺍﺭﯼ؟..ﻣﯿﮕﻪ : ﭼﺸﻪ؟ﺍ...

_فرض کن در آینده میشد همه غذاهارو از اینترنت دانلود کرد...خی...

#تاج_و_طوفانپارت ۳۴: دری که دیر باز شدباد سرد بندر بین کانتی...

دراکو و ورد ممنوعه p1

𝒩𝘢𝘮𝘦 𝒩𝘰𝘷𝘦𝘭 : 𝘛𝘩𝘦 𝘗𝘳𝘪𝘤𝘦 𝘖𝘧 𝘛𝘳𝘶𝘵𝘩𝒫𝘢𝘳𝘵 : 𝟒𝟓────────────────────...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط