خیلی سخته...

خیلی سخته...
عاشقشی،همه زندگیتو میذاری پاش،فکرت همش سمت اونه؛رابطتون عالیه
وقته جداییتون میرسه به هردلیل
میدونی که براش کم نذاشتی حداقل همه سعیتو کردی
تاحالا کمتر از گل بهش نگفتی،هیچ توهینی نکردی
موقع جدایی بهت میگه دروغ گویی،مظلوم نمایی،آدم نیستی
بهت میگه مرد نبودی
میشکنی خیلی بدجور میشکنی
میفهمه حالت بد ولی به رو خودش نمیاره،ادامه میده خورد کردنتو...
غرورتو میشکنه،پا میذاره رو حسّت،کل زندگیته ولی نسبت بهت بی تفاوت میشه،میشی یه آدم مثل بقیه براش شایدم خیلی کم ارزشتر...
سخته حرفایی که خودت میدونی لایقشون نیستی رو بهت بزنن اونم کی عشقت بهت بگه...
وقتی عشقت بگه مرد نیستی فاتحه خودتو قلبتو زندگیتو بخون...
بعد از اون حرفا دیگه زندگی نکردم فقط گذروندم...
#بگذریم...
┅┄┅✶💔 ✶┅┄┅
دیدگاه ها (۱)

🖤 شناسنامه رمان «سبز یشم زیر باران»ژانر:ویکتوریایی | تاریخی ...

شیپ ناروتو و ساسوکه... عشق پس از جنگ چند روزه...

من بهت حق میدم!هرکسی اشتباه میکنه و خیلیا هم بابتش سرزنشش می...

Kazutora

وقتی بعد از از دعوای دعوای با دوست پسرت مجبور بودید شب پیش ه...

آتسوشی وقتی چشمش به من خورد سریع سمتم اومد و گفت:دازای سان ح...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟠 تو را دیدم و آفریده شدم.𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋...

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p47«نه، نمی‌دونی.»چند لحظه سکوت کرد. با ص...

intertwined fate of two enemies-part 18

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط