وقتی بعد از از دعوای دعوای با دوست پسرت مجبور بودید شب پی
وقتی بعد از از دعوای دعوای با دوست پسرت مجبور بودید شب پیش همدیگه بمونید❤️
پارت۳(last part)
_میدونم نمیتونم با عذرخواهی اون حرکت نا به جایی که زدم رو جبران کنم
با دستش اروم روی گونه چپم دقیقا جایی که سیلی زده بود رو لمس کرد
خیلی خیلی اروم انگار یه شئ قیمتی رو لمس میکنه که هر لحظه میتونه با کوچکترین فشاری بشکنه
_ولی بزار حداقل با حرفهام و بوسه هام از دردش کم کنم باشه؟
+کوکی من درکت میکنم...میدونم تمام سختی های زندگیت رو دیدم میدونم برای اینکه شب بیای خونه چقدر تلاش میکنی چقدر خسته میشی چقدر مزاحمت میشن چقدر فشار روته
+من ازت نمیخوام تمام وقتت رو برای من بزاری
+فقط میخوام یادت نره کی تمام این مدت مراقبت بود نذاشت سختی ها بهت غلبه کنن برای تو جلوی مدیریت و منیجر و همه وایستاد
_من؟من فراموش کنم؟؟
_من چطوری چیزی رو فراموش کنم که حتی لایقش نیستم
_من حتی لایق یه نگاه مهربون از سمت تو نیستم چه برسه لایق این باشم که تو برای من جلوی بقیه وایستی
+کوکی...تو لایق خیلی بهتر از اینهایی پس به خودت نگو بی لیاقت باشه؟؟
_ولی اخه من یه بی مصرفم که حتی نمیتونه پارتنر رو خوشحال کنه..گفتم به فکر خودشه...و اصلا اطرافیانش براش مهم نیستن
+اگر نمیتونستی خوشحالم کنی الان باهات حرف نمیزدم
+اگر اطرافیانت برات مهم نبودن چطوری خودت اومدی پیشم و صحبت رو شروع کردی؟
+میبینی؟تمام اینها تصوارت ذهن توعه و واقعیت ندارن
_تو واقعا میدونی چطوری ادم رو آروم کنی
+من برای همین اینجام کوکی
_خیلی عاشقتم حتی وقتی عصبانی و خسته ام
+منم خیلی خیلی خیلی عاشقتم حتی وقتی عصبانی و خسته ای
پایان.....
اینم اولین رمان پاییز..
حمایت کنید دخترام❤️
پارت۳(last part)
_میدونم نمیتونم با عذرخواهی اون حرکت نا به جایی که زدم رو جبران کنم
با دستش اروم روی گونه چپم دقیقا جایی که سیلی زده بود رو لمس کرد
خیلی خیلی اروم انگار یه شئ قیمتی رو لمس میکنه که هر لحظه میتونه با کوچکترین فشاری بشکنه
_ولی بزار حداقل با حرفهام و بوسه هام از دردش کم کنم باشه؟
+کوکی من درکت میکنم...میدونم تمام سختی های زندگیت رو دیدم میدونم برای اینکه شب بیای خونه چقدر تلاش میکنی چقدر خسته میشی چقدر مزاحمت میشن چقدر فشار روته
+من ازت نمیخوام تمام وقتت رو برای من بزاری
+فقط میخوام یادت نره کی تمام این مدت مراقبت بود نذاشت سختی ها بهت غلبه کنن برای تو جلوی مدیریت و منیجر و همه وایستاد
_من؟من فراموش کنم؟؟
_من چطوری چیزی رو فراموش کنم که حتی لایقش نیستم
_من حتی لایق یه نگاه مهربون از سمت تو نیستم چه برسه لایق این باشم که تو برای من جلوی بقیه وایستی
+کوکی...تو لایق خیلی بهتر از اینهایی پس به خودت نگو بی لیاقت باشه؟؟
_ولی اخه من یه بی مصرفم که حتی نمیتونه پارتنر رو خوشحال کنه..گفتم به فکر خودشه...و اصلا اطرافیانش براش مهم نیستن
+اگر نمیتونستی خوشحالم کنی الان باهات حرف نمیزدم
+اگر اطرافیانت برات مهم نبودن چطوری خودت اومدی پیشم و صحبت رو شروع کردی؟
+میبینی؟تمام اینها تصوارت ذهن توعه و واقعیت ندارن
_تو واقعا میدونی چطوری ادم رو آروم کنی
+من برای همین اینجام کوکی
_خیلی عاشقتم حتی وقتی عصبانی و خسته ام
+منم خیلی خیلی خیلی عاشقتم حتی وقتی عصبانی و خسته ای
پایان.....
اینم اولین رمان پاییز..
حمایت کنید دخترام❤️
- ۳.۹k
- ۰۱ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط