عاشقانه

تا دیدمش کنار کس دیگری نشست
بند دل تکیده‌ی احساس من گسست
در ازدحام درد ، دلم آه می کشید ...
نارنج های«باغ ارم » داشت می شکست!
فواره ها برای دلم اشک‌ریختند
در پای هرزه گاهِ دلی سنگ و بت پرست
انگار در قفس خفه کردند ناگهان
آواز پر شکسته ی گنجشک های مست
تاب و توان عاشقی ام بیشتر نبود ...
افتاد ازطپش دل سردم، به گل نشست
تنها حضور واقعی ام با تو ، یک کلام
تصویر ‌مرگ پشت نگاهی شکسته است
ای کاش یک نفر ته این قصه گفته بود
پایان عشقِ ما شده یک «ارتفاع پست»
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی بازی ممنوع

بالی از پرواز می خواهد دلمآسمانی باز می خواهد دلمچون قناری ه...

بالی از پرواز می خواهد دلمآسمانی باز می خواهد دلمچون قناری ه...

بالی از پرواز می خواهد دلمآسمانی باز می خواهد دلمچون قناری ه...

.این روزها که در دل تنگم قرار نیست راهی برای عشق به جز انتظا...

هر روز، وقتی کبوتران دور حرم چرخ میزدند، تنها، در سکوت خیابا...

بحر عشق

چیزی شبیه قهقهه هایی بلند و مستدر خوابهای مشکی ِ من دست برده...

هر روز در سکوت خیابان ِ دوردستروی ردیف نازکی از سیم می نشست ...

همین شوق دمادم می‏تواند...و بارانی که نم نم می‏تواند...دلم ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط