هر روز در سکوت خیابان ِ دوردست

هر روز در سکوت خیابان ِ دوردست

روی ردیف نازکی از سیم می نشست

 

وقتی کبوتران حرم چرخ می زدند

یک بغض کهنه توی گلو داشت... می شکست

 

ابری سپید از سر گلدسته می پرید  :

جمع کبوتران خوش آواز خودپرست

 

آنها که فکر دانه و آبند و این حرم

جایی که هرچقدر بخواهند دانه هست

 

آنها برای حاجتشان بال می زنند

حتا یکی به عشق تو آیا پریده است؟

 

رعدی زد آسمان و ترک خورد ناگهان

از غصه ی کلاغ، کلاغی که سخت مست...

 

ابر سپید چرخ زد و تکه پاره شد

هرجا کبوتری به زمین رفت و بال بست

 

باران گرفت - بغض خدا هم شکسته بود

تنها کلاغ روی همان ارتفاع پست،

 

آهسته گفت: من که کبوتر نمی شوم

اما دلم به دیدن گلدسته ات خوش ست



# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

{محکوم به لمس } part ۸ 杂交种آرایشگر حرفه ای آموزش دیده با لبا...

پارت ۳۱ناروتو به ارامی روی تخت دراز کشید، لحظه ای که سرش روی...

هر  روز در سکوت خیابان دوردست روی ردیف نازکی از سیم می نشست ...

هر روز در سکوت خیابان دوردست روی ردیف نازکی از سیم می‌نشستو...

هر روز، وقتی کبوتران دور حرم چرخ میزدند، تنها، در سکوت خیابا...

وقتی کبوتران حرم چرخ میزدند...یک بغض کهنه توی گلو داشتمی شکس...

...وقتی کبوتران حرم چرخ می زدندیک بغض کهنه توی گلو داشت می ش...

🕊 ألسَّلٰامُ عَلَیکَ یٰا عَلی اِبنِ موسَی أَلرّضٰآ أَلمُرتَض...

دلم امشب به مجلس روضهخسته و بی قرار می آیدیک کبوتر شده و از ...

به بهانه نزدیک شدن به ایامشهادت امام صادق علیه السلام*نه روا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط