{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمدی ای نازنین با صورتی اخمــــــــو چرا؟

آمدی ای نازنین با صورتی اخمــــــــو چرا؟
می کُشی دلــــداده ات را با خم ابرو چرا؟

ای فدای خنده هـــــایت، خنده ای آرایه کن
آمدی در خلوتم با روی اخمالـــــــــــو چرا؟

من که در راه تو دل را باخــــتم ای نازنین
میل کردی تا ببازم سینه را پهلــــــــو چرا؟

شور عشقت واژگون کرده ست دنیای مرا
ترش کردی باز آن، شیرینی آلو چــــــــرا !؟

من خمــــار عشقتم، ای دلبـــــــر ابرو کمان
می گریزی هر دم از این طوقه ی بازو چرا؟

آن کمان ابروانت شاهــــــکار خلـــقت است
زرنگار ابرو ! کمانش کرده ای تاتــــــو چرا؟

شاعرت حیران چشمان غزلــــــــسازت شده
با نگاه دلفریـــــبت می کنی جادو چـــــــرا ؟

آمدی افســــــــــانه باشی در غزل هایم ولی
گریه هایم را ندیدی اصــــــلا ای بانــو چرا ؟

باز کردی ـ گیـــــــسوانت را و دل بر باد شد
بر من ای آرام دل ، رحمـــی نکرد آن مو چرا ؟

در نبودت دفتر دل را سیـــــــــــاهش می کنم
آمدی ای نازنین با صورتی اخمـــــــــــــو چرا@
دیدگاه ها (۹)

.

.

ای صفاسین اونودمایان قافقازگلمیشم ذوق آلام مراقیندانغیرتی جو...

MOHSEN:نازنیـــــن چشــم تمنــای مــــرا یـــادت هست؟روز تشی...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

آمدی ای نازنین با صورتی اخمــــــــو چرا؟ می کُشی دلــــداد...

چشم من با چشم نازت عشق بازی میکندگوشه ی چشمت بنازم بَه چه...

متهم کردی مرا عمری به عشق دیگریکاش میدانستی از هرکس برایم بر...

متهم كردی مرا عمری به عشق ديگریكاش ميدانستی از هركس برايم بر...

آمدی جانم به قربانت ولی دیر آمدیبی وفا! حالا که از جانم شدم ...

کجای قصه جا ماندم که آرام آمدی رودمتو گ...

...وقتی دل سودایی، می‌رفت به بستان‌ هابی خویشتنم کردی، بوی گ...

در غزل هایم تو را، با التزام آورده اممطلع شعری و دائم از تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط