{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم من با چشم نازت عشق بازی میکند

چشم من با چشم نازت عشق بازی میکند
گوشه ی چشمت بنازم بَه چه نازی میکند
تا نگاهت میکنم چشمان من بی اختیار
چشمکی را می پراند صحنه سازی میکند
تیر خَصمِ مژه گانت می نشیند بر دلم
آن کمانِ ابروانت سرفرازی میکند
دل به دام آرد اگر آن قلب مینای تو را
دیده بُگشاید دری ، دل چاره سازی میکند
گرچه لبخندت در این بازی سبب ساز است ولی
با همان ترفند که دارد دست درازی میکند
این دلِ محزون من در کنج زندان دلت
غافل از آنست که آن دل بی نیازی میکند
مَر نگاه دیگری ‌ آمد میان ای نازنین
پس چرا آن چشم زیبا حُقه بازی میکند
دل به غم هاخو گرفت آخر به عشق چشم تو
در درون سینه ام دل غم نوازی میکند
دیدگاه ها (۱۸)

زیرِ باران بوسه بازی هایمان یادش بخیر قصه یِ مهمان نوازی های...

...دل به تو دادم ولی گویا تـو بازی می‌کنیگر چه گه گاه با دلم...

خبر دارم که با نازت چه با آیینه ها کردیزدی برهم دو پلکت را و...

همچو مریم گوی پیش از فوت ملکنقش را کالعوذ بالرحمن منکدید مری...

سلام بر خون خداسلام بر رحمه‌الله‌ الواسعهسلام بر نور چشم رسو...

دنیای دخترانعروسک و لاک و تل و سنجاق نیستدنیای دختران یک بغل...

سلام بر خون خدا. سلام بر رحمه‌الله‌الواسعه. سلام بر نور چشم ...

شعرطنزی که خشم سعید حدادیان را در بر داشتو باعث شد بیانیه تن...

شعرطنزی که خشم سعیدحدادیان را در بر داشتوباعث شدبیانیه تندی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط