{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ لیلای من دیر آمدی مجنون تو دق کرد و مُرد

‍ لیلای من دیر آمدی مجنون تو دق کرد و مُرد
طوفان غمها آمد و احساس را از قِصه بُرد


گلدان خانه خشک شد دیوار و در ماتم گرفت
یک شب شنیدم پنجره میگفت که آهم گرفت


کوچه لباس غم به تن از انتظارت خسته شد
دیر آمدی لیلای من پرونده ی ما بسته شد


ویرانه شد آن خانه ی آباد ما هم در خیال
وصل تو با من دگر درخوابها هم یک محال

آه از شبها که دستم ،دست گریه بود و غم
یاد تو میشد زمین لرزه و َ من ویرانه بَم


بی وفا دیر آمدی و من شدم سنگ صبور
می برم با خود تمام خاطراتت را به گور
دیدگاه ها (۳۰)

‍ لیلای من دیر آمدی مجنون تو دق کرد و مُرد طوفان غمها آمد ...

لیلای من دیر آمدی مجنون تو دق کرد و مُرد طوفان غمها آمد و...

‍ این نامه ی غمگین برسد دست نگارم با  اشک  نوشتم که بداند  گ...

شوق دیدار تو مانند همان وقت اذان...روزه داری که به یک جرعه ی...

نجیب کاشانی

شعر بانوی عشق (در مورد ولادت حضرت زینب سلام الله علیها)وقتی ...

عزیز، راه دورم، تا روزی که زنده ام به انتظارت، خواهم ماند، ا...

چند شعر کوتاه از زانا کوردستانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط