{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمهایت خیمه گاهم بود و نیست

چشمهایت خیمه گاهم بود و نیست
بازوانت تکیه گاهم بود و نیست


دل به درگاه تو روی آورده بود
عشق تو پشت و پناهم بود و نیست


خاک پایت سرمه ی چشمان من
چشم تو سوی نگاهم بود و نیست


کوچه گرد شام غم بود این دلم
روی تو مهتابِ ماهم بود و نیست


برق چشمانت شرر می زد به دل
شمع شب های سیاهم بود و نیست


لا ابالی بودم و مسحور عشق
مستی ام تنها گناهم بود و نیست


باز گرد ای ماه پنهان در خسوف
سایه ای دیده به راهم بود و نیست




زهره طغیانی
دیدگاه ها (۳)

چشمهایت خیمه گاهم بود و نیستبازوانت تکیه گاهم بود و نیست دل ...

چشمهایت ؛خیمه‌گاهم بود و نیست..بازوانت ،تکیه‌گاهم بود و نیست...

#عشق_تو_پشت_و_پناهم_بود_و_نیست ..چشمهایت خیمه گاهم بود و نیس...

ای خاک رهت سرمه چشمان خمارم وی زلف تو آشفته تر از هر دو نگاه...

گر تو باشی کوچه و مهتاب میخواهم چه کار؟تشنه ی روی تو هستــم...

...دل‌تنگ توام قبله آماج منی ای گل ماهممعشوق منی چـون غزلی چ...

گرتو باشی کوچه و مهتاب میخواهم چه کار؟تشنه روی تو هستم آب می...

گرتو باشی کوچه و مهتاب میخواهم چه کار؟تشنه روی تو هستم آب می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط