{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخر به من بگو که تو طاقت می آوری؟

آخر به من بگو که تو طاقت می آوری؟
تو دل به من ببندی و من دل به دیگری

ما تکه های گمشده ی پیکر همیم
آیا رواست بر تن خود این ستمگری؟

ایا رواست چهره بپوشانی از خودت
با این و آن بنا بگذاری به دلبری

زیباترین صنوبر باغی ولی چه سود
بر شانه ی تو لانه ندارد کبوتری

ای بی نیاز کرده کهنسالی ات مرا
از شاخه ی جوان درخت تناوری!

من هیچ وقت از تو گریزی نداشتم
تن داده ام به عاقبت گریه آوری

ای کاش تا همیشه بمانی کنار من
ای آنکه با من از خود من آشنا تری

تنها تویی که بر دل من حکم می کنی
جای تو را چگونه ببخشم به دیگری

شیرین خسروی
دیدگاه ها (۳)

ﺷﺐ ﺑﻮﺩﻭﻣﺎﻩ ﻭﺍﺧﺘﺮ ﻭ ﺷﻤﻊ ﻭﻣﻦﻭﺧﯿﺎﻝ ﺧﻮﺍﺏ ﺍﺯ ﺳﺮﻡ ﺑﻪﻧﻐﻤﻪ ﻣﺮﻏﯽ ﭘﺮﯾﺪ...

نيستــي کــه بــريــزمــت روي عميــق تــريــن زخمــم!نيستــي...

با پیامی یا تماسی یا حضوری بهتر است؟« درد دل کردن برای تو چج...

ﻫﻴﭽﻮﻗﺖ ﻭﺍﺭﺩ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻫﻴﭻ ﺁﺩﻣﻲ ﻧﺸﻮ ﻭ ﺯﻳﺮ ﻭ ﺭﻭﺵﻧﮑﻦ ،ﺣﺘﻲ ﻋﺰﻳﺰﺗﺮﻳﻨﺖ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط