{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شیرین شدم امشب، نشدی باز تو فرهاد

شیرین شدم امشب، نشدی باز تو فرهاد
ای کوهکنم! نقش مرا برده ای از یاد؟

هر بار که با شوق سرودم غزلی ناب
افسوس نبودی و غزل از دهن افتاد!

تا جامه ای از شعر کشیدم به بر تو
ابیات همه بوی تن فاصله می داد

من ساخته ام از تو زبان دگری را
هر واژه تَرَک خورده و هر قافیه ناشاد

آن باد که از دست تو انداخت زمینم
ای کاش شبی یاد مرا دست تو می داد!

-نسیم پریشان
دیدگاه ها (۳)

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❷صحبت و حرف فقط باد هوا میباشدبغلم کن که غزل هم ...

شیرین شدم امشب ، نشدی باز تو فرهادای کوهکنم ! نقش مرا برده ا...

.شیرین شدم امشب نشدی باز تو فرهادای کوهکنم ! نقش مرا برده ای...

#شیرینــــــ شدمــــــ امشبــــــ ، نشــــدیـــــ باز تو فره...

شیرین شدم امشب ، نشدی باز تو فرهادای کوهکنم ! نقش مرا برده ا...

شیرین شدم امشب نشدی باز تو فرهادای کوهکنم ! نقش مرا برده ای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط