{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه فن فوتوکارت رو داد به سهون تا امضا کنه اما تا نگهبان ا

یه فن فوتوکارت رو داد به سهون تا امضا کنه اما تا نگهبان امنیتی میخواست بگیره و توقیفش کنه سهون زودتر گرفتش و از فن پرسید “ قلب “ ؟ ( قلب بکشم ؟ )

سهون : قلب ؟
فن : میشه خیلی بکشی ؟
سهون : *یه عالمه میکشه *
دیدگاه ها (۲)

اوخییییی

𓆩 پارت ۶۰ 𓆪 🖤جیمین دستور داد تمام درهای عمارت قفل شوند.ات با...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

@mobina.oneداستان قلب من شبیه اون بادکنکیه که تا آخرین ظرفیت...

intertwined fate of two enemies-part 18

*💜 یه آرمی تو رستورانی که کار می‌کنه، به‌طور اتفاقی تهیونگ ر...

P1⏳️Crimson Bonds — پیوندهای سرخ⏳️..ریندو و سانزو توی یک دبی...

‌ ‌ ‌ ‌ᅠ‌ ‌ ‌ ︵֪⏜֪࣪︵⏜࣪ ꒰‌  ࣭🧋  ‌꒱ ࣪⏜֪࣪︵֪⏜֪࣪︵< نامᰰه ا᷎ی ᷉از ...

ماکان، ۷ ساله، از میناب. 🌸با کوله‌پشتی کوچیکش راه افتاد،از ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط