{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ماکان، ۷ ساله، از میناب. 🌸

ماکان، ۷ ساله، از میناب. 🌸

با کوله‌پشتی کوچیکش راه افتاد،
از راهروی مدرسه گذشت،
به سمت کلاسی که دیگه هیچ‌وقت تموم نشد.

و بعد... سکوت.
فقط یک کفش کوچیک موند،
روی آواری که یادگار موشکه.
نه پیکری، نه تنی، نه حتی یک تار مو.

مادری که بغلش می‌کرد،
حالا فقط یه قبر خالی داره،
و یه عالمه خاطره.
نه می‌تونه بغلش کنه،
نه می‌تونه ببوسش،
نه حتی می‌تونه خاکش رو در آغوش بگیره.

ولی ماکان گم نشده.
قبرش خالیه، ولی روحش زنده‌ست.
حالا پیش حضرت زهراست —
توی آغوشی که دیگه هیچ‌وقت خالی نمی‌شه.

ماکان نصیری، ۷ ساله، از میناب.
یادت همیشه توی قلب‌مونه 🌸

—
#کپی_ممنوع
#کار_خودم
دیدگاه ها (۰)

هنوزم وقتی می‌نویسم، دستم می‌لرزه. نمی‌دونم از سرماست یا از ...

چند پارتی بازی ممنوع

dark life = 34سه روز از شب اعتراف گذشته بود. سه روزی که تهیو...

شاهکاری به نام دروغ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط