{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

@mobina.one

@mobina.one
داستان قلب من
شبیه اون بادکنکیه که تا آخرین ظرفیتش باد شده‌ ، بدون اینکه به تحت فشار بودنش توجه بشه.
بادکنکی که همه از بیرون ، فقط گنده بودنش رو میبینن و خبر ندارن که چه بار سنگینی رو به دوش میکشه.
بادکنکی که به ضخامتش مینازید
ولی از بس پر شده از هوا که میشه به راحتی نازک شدنشو دید.
میشه تک تک اجزایی که باهاش ساخته شده رو با چشم دید.
اصلا نیاز نیست به یه جسم تیز برخورد کنه تا بترکه
ممکنه با یه تماس کوچیک با هر چیز غیر برنده و تیز یا حتی با ساییده شدن ، متلاشی بشه.

قلب من
موقعی که دلتنگتم این مدلیه
گنجایشش کامله از بی تو بودن
دل نازک میشم از دوری و ندیدنت
کم طاقت مشم از این فاصله ی اجباری

مطمعنم که ممکنه با شنیدن یه ترانه یا دو بیت شعر عاشقانه یا با یاد آوری یه خاطره به بد ترین شکل ممکن منهدم بشه از داخل.

#دلنوشته
#عاشقانه
#گیلان
#رشت
#نامتواری
#الهه
#مهدی
@namotevari
دیدگاه ها (۲۰)

سناریو مایکی {جنگل چشمات} + مگه یادت رفته تو اتاق بهت چی گفت...

سایه کاپل: جونگ کوک ، سویونسبک؟ تک پارتی ( Rose ) _ "نه.. نه...

تک پارتی: وقتی سرما خورده بود و...ادامه:سرشو انداخت پایین:"خ...

وانشات رز مشکی(تک پارتی)

#theheartofsea #eighthpart#Minsungزمان حال:مینهو بعد از اینک...

سناریو: انفجار رنگ

𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۱۵با نگرانی به دکتر چوی خیره بودیم مردمک...

pawn/پارت ۱۵۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط