#هراس

#هراس
#سخن ، از #دل نمی گویم از این #گفتار می ترسم
#هراسانم زخود ، زیرا که از #اقرار می ترسم
ولی می لرزد این #قلبم چنان در #سنگر_سینه
که صد #افسوس ، در #جنگی که از #پیکار می ترسم
عجب #سخت است این جمله ، بگویم #دوستش_دارم
مبادا #سنگدل باشد ، که از #آزار می ترسم
چنان از #هجر ، می گویم ، ندارم طاقتش بر #دل
#گریزی نیست از #ذهنم ، ازاین #افکار می ترسم
#جدایی را ندارد #دل #تحمل در خودش هرگز
نشاید بارها باید ، ولی هر بار می ترسم
#عجب #سری #نهان باشد درون #واژه ی #عاشق
گهی با این دلِ خسته از این #اسرار می ترسم
#سیدعلی_اکبر_رضازاده_طباطبایی ( #دلخسته ) (ش86)
#گنجینه_علوی_ساوجی
#ادبیات #شعر
@srazsaveh
دیدگاه ها (۲)

اگر دیدی ز دل خوابم ، مرا بیدار کن یا رباگر معشوقه دل‌سنگ اس...

ای ... ای ساقی ای ساقی ره میخانه ام بنما که با خود در سر جنگ...

ای ... ای ساقی ای ساقی ره میخانه ام بنما که با خود در سر جنگ...

درویش ..علی مدد.............................در خُمخانه را بگ...

یاهو

ره میخانه ام بنما که با خود بر سر جنگم در خُمخانه را بگش...

نشستم رو به تنهایی دلم دیدار می خواهددلم تنگ است ،می دانی تو...

نشستم رو به تنهایی دلم دیدار می خواهددلم تنگ است ،می دانی تو...

جهان جمله تویی تو در جهان نههمه عالم تویی تو در میان نهچه در...

آمده‌ای که راز من بر همگان بیان کنی و آن شه بی‌نشانه را جلوه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط