امشب گلوی زخمی ام را می سرایم 

امشب گلوی زخمی ام را می سرایم 
یعنی تمام غربتم را در هوایت

 

می خواهم امشب سالها خاموشی ام را
آرام بردارم بریزم در صدایت

 

ای با دل من آشناتر از من ای خوب
دیری است تنها مانده اینجا آشنایت

 

دیری است بی تو کلبه ام تاریک مانده است 
بگشای بر من روزنی از چشم هایت

 

چشم انتظار چشم زیبای تو تا چند
تا چند محروم از نگاه دلربایت

 

بر من اگر یک لحظه می تابید چشمت
در زیر شمشیر تو می گشتم فدایت

 

وقتی نگاه شرقی ات می بارد از مـــهر
من کیستم؟ خورشید می افتاد به پایت
دیدگاه ها (۳)

امشب دلم را می تکانم پیش پایت چیزی ندارم من بجز این دل برایت...

🔹 🔷 🕯 🔹 🔷 💧 دیری است بی تو کلبه ام تاریک مانده است بگشای بر ...

شاعری در بند عشقم عاشقی را می سرایم عاشق شعری شدم چون گفته ب...

عاشقانه

دزدیده ام هر شب خودم را از صدایتتا پر نگیرم چون کبوتر در هوا...

کجاست بارشی از ابر مهربان صدایت ؟که تشنه مانده دلم در هوای ز...

کجاست بارشی از ابرِ مهربانِ صدایت؟!که تشنه مانده دلم در هوای...

کجاست بارشی از ابر مهربان صدایت؟که تشنه مانده دلم در هوای زم...

کجاست بارشی از ابر مهربان صدایت؟که تشنه مانده دلم در هوای زم...

🎶🦋 کجاست بارشی از ابر مهربان صدايت ؟که تشنه مانده دلم در هوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط