{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ با الفبای محبت، آشنا کردی مرا

‌ با الفبای محبت، آشنا کردی مرا
چون نسیمی، با هوایت، بی هوا کردی مرا
آمدی و با حضورت گریه هایم، خنده شد
دفتر غمها به دستت تا همیشه بسته شد
بوته ی خشکیده با عطر وجودت جان گرفت
خشکسالیها گذشت و ناگهان باران گرفت
ای هوای تازه، ای یادآور فصل بهار
همچو باران بر کویر قلب تب دارم، ببار
میشود حالا که هستی اندکی نازت کنم؟
یا فقط با یک نگاه خود، براندازت کنم؟
با الفبای قشنگی که به من آموختی
سرنوشتم را به خوشبختی، چه زیبا دوختی
اولین و آخرینی در محبت بی گمان
مهربانم، تا ته این ماجرا با من بمان
دیدگاه ها (۶)

دیدن روی تو هر چند که رویای من است دلخوشم باز به اینکه دل تو...

عشقبازی های شعرم با تو تحسین میشوداین غزل با وصف جادوی تو تز...

تو را دارم ای گل، جهان با من استتو تا با منی، جان جان با من ...

من به آسمان به باران, به تو اعتراض دارمبه نگاهِ سرد و بی جان...

با الفبای محبت، آشنا کردی مرا چون نسیمی، با هوایت، بی هوا کر...

با الفبای محبت، آشنا کردی مرا چون نسیمی، با هوایت، بی هوا کر...

با الفبای محبت، آشنا کردی مرا چون نسیمی، با هوایت، بی هوا کر...

‌ با الفبای محبت، آشنا کردی مرا چون نسیمی، با هوایت، بی هوا ...

با الفبای محبت، آشنا کردی مرا چون نسیمی، با هوایت، بی هوا کر...

با الفبای محبت، آشنا کردی مرا چون نسیمی، با هوایت، بی هوا کر...

.با الفبای محبت، آشنا کردی مرا چون نسیمی، با هوایت، بی هوا ک...

با الفبای محبت، آشنا کردی مرا چون نسیمی، با هوایت، بی هوا کر...

با الفبای محبت، آشنا کردی مرا چون نسیمی، با هوایت، بی هوا کر...

با الفبای محبت، آشنا کردی مراچون نسیمی، با هوایت، بی هوا کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط