{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با الفبای محبت، آشنا کردی مرا

با الفبای محبت، آشنا کردی مرا
چون نسیمی، با هوایت، بی هوا کردی مرا

آمدی و با حضورت گریه هایم، خنده شد
دفتر غمها به دستت تا همیشه بسته شد

بوته ی خشکیده با عطر وجودت جان گرفت
خشکسالیها گذشت و ناگهان باران گرفت

ای هوای تازه، ای یادآور فصل بهار
همچو باران بر کویر قلب تب دارم، ببار

میشود حالا که هستی اندکی نازت کنم؟
یا فقط با یک نگاه خود، براندازت کنم؟

با الفبای قشنگی که به من آموختی
سرنوشتم را به خوشبختی، چه زیبا دوختی

اولین و آخرینی در محبت بی گمان
مهربانم، تا ته این ماجرا با من بمان
دیدگاه ها (۱)

می نویسم من برایت از دلممی کنم اِفشا من امشب، راز خویشمن پر ...

♡♥♡♥

بازآی که از عشق تو من کام بگیرم چون خلسه ی سیگار من آرام بگی...

دوستت میدارم و نزد دلم دُردانه ایبی تو در تاریکی ام ، تو چلچ...

با الفبای محبت، آشنا کردی مرا چون نسیمی، با هوایت، بی هوا کر...

با الفبای محبت، آشنا کردی مرا چون نسیمی، با هوایت، بی هوا کر...

‌ با الفبای محبت، آشنا کردی مرا چون نسیمی، با هوایت، بی هوا ...

‌ با الفبای محبت، آشنا کردی مرا چون نسیمی، با هوایت، بی هوا ...

.با الفبای محبت، آشنا کردی مرا چون نسیمی، با هوایت، بی هوا ک...

با الفبای محبت، آشنا کردی مرا چون نسیمی، با هوایت، بی هوا کر...

با الفبای محبت، آشنا کردی مرا چون نسیمی، با هوایت، بی هوا کر...

با الفبای محبت، آشنا کردی مرا چون نسیمی، با هوایت، بی هوا کر...

با الفبای محبت، آشنا کردی مراچون نسیمی، با هوایت، بی هوا کرد...

با الفبای محبت، آشنا کردی مرا چون نسیمی، با هوایت، بی هوا کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط