{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتی

سخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتی
دل بریدن هات حکمت داشت: دلبر داشتی

از دل من تا لب تو راه چندانی نبود
من که شعر تازه می گفتم، تو از بر داشتی

قلب من چون سکه های از رواج افتاده بود
آنچه در پیراهن من بود، باور داشتی

شر عشقت را من از شور پدر پرورده ام
قصد خون خلق را از شیر مادر داشتی

دشتی از آهو درین چشمت به قشلاق آمده
جنگلی از ببر در آن چشم دیگر داشتی

پشت پلکم زنده رودی از نفس افتاده بود
روی لب هایت گلاب ناب قمصر داشتی

خاطراتم را چه خواهی کرد؟ گیرم باد برد
بیت هایی را که از من کنج دفتر داشتی
دیدگاه ها (۱)

از سکوتم می نویسم تا بدانی خسته امبی هوایت کنج پستوهای غم یخ...

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکستآنچـــــنان که تارو پود ...

شرابی خوردم از دستِ عزیزِ رفته از دستی ...نمیدانم چه نوشیدم ...

من از تکرار بیزارم ولی تکرار تو زیباستنوازش های دستانت طلوع ...

NHسخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتی دل بریدن هات حکمت داش...

سخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتی                         ...

سخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتیدل بریدن هات حکمت داشت: د...

سخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتیدل بریدن هات حکمت داشت: د...

سخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتیدل بریدن هات حکمت داشت، د...

#سخت_دل_دادی_به_ما_و_ساده_دل_برداشتیدل بریدن هات حکمت داشت: ...

سخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتیدل بریدن هات حکمت داشت: د...

سخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتیدل بریدن هات حکمت داشت: د...

سخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتیدل بریدن هات حکمت داشت: د...

سخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتیدل بریدن هات حکمت داشت دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط