سخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتی
سخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتی
دل بریدن هات حکمت داشت دلبر داشتی
از دل من تا لب تو را ه چندانی نبود
من که شعر تازه میگفتم تو از بر داشتی
حیف از آن حرفی که من یک عمر در دل داشتم
آه از آن اندیشه هایی که تو در سر داشتی
خاطراتم را چه خواهی کرد گیرم باد برد
بیت هایی را که از من کنج دفتر داشتی
قلب من چون سکه های از رواج افتاده بود
آنچه در پیراهن من بود باور داشتی
دشتی از آهو در این چشمت به قشلاق آمده
جنگلی از ببر در آن چشم دیگر داشتی
پشت پلکم زنده رودی از نفس افتاده بود
روی لب هایت گلاب ناب قمصر داشتی
دل بریدن هات حکمت داشت دلبر داشتی
از دل من تا لب تو را ه چندانی نبود
من که شعر تازه میگفتم تو از بر داشتی
حیف از آن حرفی که من یک عمر در دل داشتم
آه از آن اندیشه هایی که تو در سر داشتی
خاطراتم را چه خواهی کرد گیرم باد برد
بیت هایی را که از من کنج دفتر داشتی
قلب من چون سکه های از رواج افتاده بود
آنچه در پیراهن من بود باور داشتی
دشتی از آهو در این چشمت به قشلاق آمده
جنگلی از ببر در آن چشم دیگر داشتی
پشت پلکم زنده رودی از نفس افتاده بود
روی لب هایت گلاب ناب قمصر داشتی
- ۱.۵k
- ۲۷ تیر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط