دیر فهمیدم دیر خواستمت
دیر فهمیدم دیر خواستمت
پارت دهم
جونگکوک هنوز به پیام سوآ خیره شده بود که ا.ت پوشهی روی میز رو برداشت.
ا.ت: باید قبل از خروج جینوو از کشور پیداش کنیم.
جونگکوک: مینسو، اطلاعات پروازش رو بررسی کن.
مینسو: چشم، رئیس. همین الان پیگیری میکنم.
سوآ: منم آخرین موقعیت ثبتشدهی گوشیش رو بررسی میکنم.
ا.ت: فقط یادتون باشه، باید زنده و سالم باهاش صحبت کنیم.
چند دقیقه بعد، مینسو اطلاعات تازهای دریافت کرد و به سمت جونگکوک برگشت.
مینسو: رئیس، جینوو هنوز توی فرودگاهه؛ پروازش تأخیر خورده.
جونگکوک: پس وقت داریم. حرکت میکنیم.
ا.ت: این بار من جلوتر میرم؛ نمیخوام دوباره قبل از رسیدن ما ناپدید بشه.
جونگکوک: فقط عجله نکن. نمیدونیم چرا اینقدر از این ماجرا میترسه.
ا.ت: نگران نباش، حواسم هست.
مدتی بعد، سوآ مردی رو نزدیک سالن انتظار شناسایی کرد که با عکس جینوو مطابقت داشت.
سوآ: پیداش کردم! کنار پنجره نشسته.
ا.ت مستقیم به سمتش رفت و روبهروش ایستاد.
ا.ت: پارک جینوو؟
مرد با شنیدن اسمش سرش رو بالا آورد و رنگ از صورتش پرید.
جینوو: شماها اینجا چی کار میکنین؟
جونگکوک: اومدیم چند تا سؤال بپرسیم. بهتره این بار فرار نکنی.
جینوو: من چیزی برای گفتن ندارم.
ا.ت: پس چرا اسم تو توی اسناد محمولهی گمشده ثبت شده؟
جینوو نگاه کوتاهی به جونگکوک انداخت و بعد آهسته گفت که حاضر نیست وسط فرودگاه حرف بزنه.
چند دقیقه بعد، در اتاقی خصوصی، پروندهها روی میز قرار گرفتن.
جینوو: کانگ دوهیون فقط واسطه بود. کسی دیگه همهچیز رو کنترل میکرد.
جونگکوک: اسمش رو بگو.
جینوو: هان سونگمین. مدیر سابق هانمیونگ گروپ.
ا.ت: پس اون کسیه که سعی کرده ما رو به جون هم بندازه؟
جینوو: بله. میخواست هر دو سازمان به هم شک کنن تا هیچکس سراغ معاملات اصلی نره.
مینسو: اما اسناد نشون میدن از اطلاعات داخلی سازمان ما هم استفاده شده.
جینوو: یکی از واسطهها به اطلاعات محرمانه دسترسی داشته؛ من نمیدونم چه کسی.
سوآ: مدارک اصلی کجاست؟
جینوو: توی دفتر قدیمی هانمیونگ. همهی اسناد اونجاست.
جونگکوک: آدرس رو بنویس.
جینوو آدرس رو روی کاغذ نوشت و بعد از چند لحظه سکوت، پوشهی کوچکی رو هم به ا.ت داد.
جینوو: این نسخهی اسنادیه که نگه داشته بودم. دیگه نمیخوام بخشی از این ماجرا باشم.
ا.ت مدارک رو گرفت و با دقت بررسی کرد.
ا.ت: همین برای اثبات دستکاری اسناد و پیگیری قانونی ماجرا کافیه.
چند ساعت بعد، با بررسی مدارک و تحویل شواهد به افراد مسئول، مسیر رسیدگی به پرونده مشخص شد و ارتباطهای مالی مشکوک زیر بررسی رفت.
مینسو: رئیس، فعلاً مدرکی وجود نداره که نشون بده سازمان شما مستقیماً درگیر بوده.
سوآ: برای سازمان ما هم همینطوره. بالاخره میتونیم از این پرونده بیرون بیایم.
جونگکوک رو به ا.ت کرد.
جونگکوک: پس همکاری ما اینجا تموم میشه.
ا.ت: آره. از اول هم قرار نبود بیشتر از این ادامه پیدا کنه.
جونگکوک: امیدوارم دوباره مجبور نشیم با هم کار کنیم.
ا.ت با خونسردی لبخند زد و دستش رو برای خداحافظی جلو برد.
ا.ت: نگران نباش. منم برنامهای برای تکرارش ندارم.
جونگکوک دستش رو فشرد و چیزی نگفت.
ا.ت همراه سوآ از اتاق خارج شد، بیاینکه حتی یک بار پشت سرش رو نگاه کنه.
جونگکوک چند لحظه به در بسته خیره موند و بعد پوشه رو برداشت.
مینسو: رئیس، همهچیز تموم شد. برگردیم؟
جونگکوک: آره. همهچیز تموم شد.
اما برای اولین بار، این جمله بهاندازهای که باید خوشحالش میکرد، خوشحالش نکرد.
ادامه دارد...
پارت دهم
جونگکوک هنوز به پیام سوآ خیره شده بود که ا.ت پوشهی روی میز رو برداشت.
ا.ت: باید قبل از خروج جینوو از کشور پیداش کنیم.
جونگکوک: مینسو، اطلاعات پروازش رو بررسی کن.
مینسو: چشم، رئیس. همین الان پیگیری میکنم.
سوآ: منم آخرین موقعیت ثبتشدهی گوشیش رو بررسی میکنم.
ا.ت: فقط یادتون باشه، باید زنده و سالم باهاش صحبت کنیم.
چند دقیقه بعد، مینسو اطلاعات تازهای دریافت کرد و به سمت جونگکوک برگشت.
مینسو: رئیس، جینوو هنوز توی فرودگاهه؛ پروازش تأخیر خورده.
جونگکوک: پس وقت داریم. حرکت میکنیم.
ا.ت: این بار من جلوتر میرم؛ نمیخوام دوباره قبل از رسیدن ما ناپدید بشه.
جونگکوک: فقط عجله نکن. نمیدونیم چرا اینقدر از این ماجرا میترسه.
ا.ت: نگران نباش، حواسم هست.
مدتی بعد، سوآ مردی رو نزدیک سالن انتظار شناسایی کرد که با عکس جینوو مطابقت داشت.
سوآ: پیداش کردم! کنار پنجره نشسته.
ا.ت مستقیم به سمتش رفت و روبهروش ایستاد.
ا.ت: پارک جینوو؟
مرد با شنیدن اسمش سرش رو بالا آورد و رنگ از صورتش پرید.
جینوو: شماها اینجا چی کار میکنین؟
جونگکوک: اومدیم چند تا سؤال بپرسیم. بهتره این بار فرار نکنی.
جینوو: من چیزی برای گفتن ندارم.
ا.ت: پس چرا اسم تو توی اسناد محمولهی گمشده ثبت شده؟
جینوو نگاه کوتاهی به جونگکوک انداخت و بعد آهسته گفت که حاضر نیست وسط فرودگاه حرف بزنه.
چند دقیقه بعد، در اتاقی خصوصی، پروندهها روی میز قرار گرفتن.
جینوو: کانگ دوهیون فقط واسطه بود. کسی دیگه همهچیز رو کنترل میکرد.
جونگکوک: اسمش رو بگو.
جینوو: هان سونگمین. مدیر سابق هانمیونگ گروپ.
ا.ت: پس اون کسیه که سعی کرده ما رو به جون هم بندازه؟
جینوو: بله. میخواست هر دو سازمان به هم شک کنن تا هیچکس سراغ معاملات اصلی نره.
مینسو: اما اسناد نشون میدن از اطلاعات داخلی سازمان ما هم استفاده شده.
جینوو: یکی از واسطهها به اطلاعات محرمانه دسترسی داشته؛ من نمیدونم چه کسی.
سوآ: مدارک اصلی کجاست؟
جینوو: توی دفتر قدیمی هانمیونگ. همهی اسناد اونجاست.
جونگکوک: آدرس رو بنویس.
جینوو آدرس رو روی کاغذ نوشت و بعد از چند لحظه سکوت، پوشهی کوچکی رو هم به ا.ت داد.
جینوو: این نسخهی اسنادیه که نگه داشته بودم. دیگه نمیخوام بخشی از این ماجرا باشم.
ا.ت مدارک رو گرفت و با دقت بررسی کرد.
ا.ت: همین برای اثبات دستکاری اسناد و پیگیری قانونی ماجرا کافیه.
چند ساعت بعد، با بررسی مدارک و تحویل شواهد به افراد مسئول، مسیر رسیدگی به پرونده مشخص شد و ارتباطهای مالی مشکوک زیر بررسی رفت.
مینسو: رئیس، فعلاً مدرکی وجود نداره که نشون بده سازمان شما مستقیماً درگیر بوده.
سوآ: برای سازمان ما هم همینطوره. بالاخره میتونیم از این پرونده بیرون بیایم.
جونگکوک رو به ا.ت کرد.
جونگکوک: پس همکاری ما اینجا تموم میشه.
ا.ت: آره. از اول هم قرار نبود بیشتر از این ادامه پیدا کنه.
جونگکوک: امیدوارم دوباره مجبور نشیم با هم کار کنیم.
ا.ت با خونسردی لبخند زد و دستش رو برای خداحافظی جلو برد.
ا.ت: نگران نباش. منم برنامهای برای تکرارش ندارم.
جونگکوک دستش رو فشرد و چیزی نگفت.
ا.ت همراه سوآ از اتاق خارج شد، بیاینکه حتی یک بار پشت سرش رو نگاه کنه.
جونگکوک چند لحظه به در بسته خیره موند و بعد پوشه رو برداشت.
مینسو: رئیس، همهچیز تموم شد. برگردیم؟
جونگکوک: آره. همهچیز تموم شد.
اما برای اولین بار، این جمله بهاندازهای که باید خوشحالش میکرد، خوشحالش نکرد.
ادامه دارد...
- ۲۵۷
- ۱۱ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط