گــــــــاه گاهی...

گــــــــاه گاهی...

مجبورَم بُغضــم را با قَهــقَهـه هــایِ بُلـِنـد

خَـفِه کُنَم تا نَگویند دیـدیــد

شــــــِکََستــــ... 😔

مثل امروزم..
دیدگاه ها (۱)

سلام از همه همراهان بزرگواری که با نظرات خوب و نقد های سازند...

*🐥: اینجا عایق صدا خیلی خوبی نداره، برای همین مجبورم آروم صح...

پارت ۱۶ (صبح)چشمانم را باز کردم آفتاب از پرده های حریری اتاق...

دیگه خسته‌ام... نه فقط از درس خوندن؛ از شب‌هایی که با چشم‌ها...

رمان:هرگز ترکت نمی‌کنمپارت ۳ ( پارت آخر)ا.ت رو آوردن. طلسم ش...

وقتی نعمت رو از دست بدیم میفهمیم چی داشتیم

رها❤ فکر نمی کنم هیچ وقت واقعا بفهمی چقدر برام مهمیچون هر چق...

داشتم با دوستم تلفنی حرف می‌زدم و همزمان با پسرم که از صبح ک...

پارت جدید..میگذرد..

🌷 بیوگرافی دختری که بلوبری دوست داره 🌷من ..…..... هستم؛ دختر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط