{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ابــر وقتـی از غـــم چشــم تو غـافل می شود

ابــر وقتـی از غـــم چشــم تو غـافل می شود
جـــای باران میــوه اش زهـر هـلاهل می شود

سر بچــــرخان،از تنـت بیرون بیا،لخـتی برقص
در هــوای چیــــدنت دستان من دل می شود

سر بچـــرخان ،از هوا سـرشار شو،قدری بخند
دیــن من با خنــده ی گرم تو کــامـــل می شود

هـر طرف رو می کنم ، محرابی از ابروی توست
رو بگــردانــی ، نمــــاز خلـق  بـاطـل می شـود

می تـوانی تـب کنی بغـض زمیــــن را بشـکنی
بی نگــــاهــت، آب اقیـــانوس ها  گل می شود

چشـم هایم را بگیر و چشــــــم هایت را مگیر
ای که بی چشم تو کار عشق مشکل می شود
دیدگاه ها (۱)

پدرم نیست ...

به رغم عشقی یا به زبان سویون حماقتی، که در زمان گذشته بین ای...

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش دوم)

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹⁷اما چیزی که بیشتر از هر چیزی منو شوک...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت"پارت "42" "ویو پارک آنجلینا (گ...

ابــر وقتـی از غـــم چشــم تو غـافل می شودجـــای باران میــو...

ابر وقتـــی از غم چشم تو غافل میشودجای باران میوه اش زهر هلا...

ابر وقتـــی از غم چشم تو غافل میشودجای باران میوه اش زهر هلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط