تیشه ایی را ب عشقش زدم،

تیشه ایی را ب عشقش زدم،
ب نگاهش دل باخته ام،
تیشه ک ز کودکی با من است،
همه جا همه حال کنار من است،
حال آمد نسیمی ز باد،
ز شانه هایم نشست و پر داد،
پر داد تمام هوشو حواسم،
نگاهم ب نگاهش دوخته شد،
ز همان پس عشقم گسسته شد،
ب عشقش تیشه میزدم،
ز نگاهش شیفته میشدم،
نگاهش خمارم کرده است،
ز خود بی خودم کرده است،
**¥**§**£**
هزاران بار نگاهش کردم و،
انگار تشنه نگاهش شده ام،
او رفت من ماندمو تنهایی،
تیشه ام ماندو تنهایی،
قاصد آورد خبری ز شیرینم،
گفتا پر کشید ز این دنیا،
حال من بی او چ کنم،
پر میکشم تا بیابم اورا،
ز آسمان خدا میجویم اورا،
تیشه ایی را محکم گرفت،
داشت ب تیشه میگفت:،
هر شد عاشق تنها شده است،
ز دنیا بی خبر و مجنون شده است،
حال بی او چ کنم میرم شاید او هم تنها شده است،
دیدگاه ها (۱)

دلبر رئیس

چند پارتی

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۱۱لیویا هیچ‌چیزی بر...

تیشه ایی را ب عشقش زدم،ب نگاهش دل باخته ام،تیشه ک ز کودکی با...

چ زیبا بود آن. لحظه ک تو را عاشقانه بغل میکردم چ پر مهر بود ...

چ زیبا بود آن. لحظه ک تو را عاشقانه بغل میکردم چ پر مهر بود ...

حال دل

رمان

یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه ی لیلا نشست ...

برا امام زمانت چیکارکردی؟ترک یک گناه برای امام زمان!اقا جان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط