{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمام راه ظهور تو با گنه بستم

تمام راه ظهور تو با گنه بستم
دروغ گفته ام آقا که منتظر هستم

کسی به فکر شما نیست راست می گویم
دعا برای تو بازیست راست می گویم 

اگرچه شهر برای شما چراغان است 
برای کشتن تو نیزه هم فراوان است 

من از سرودن شعر ظهور می ترسم 
دوباره بیعت و بعدش عبور می ترسم 

من از سیاهی شب های تار می گویم 
من از خزان شدن این بهار می گویم 

درون سینه ما عشق یخ زده آقا 
تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا 

کسی که با تو بماند به جانت آقا نیست 
برای آمدن این جمعه هم مهیّا نیست
دیدگاه ها (۱۱)

در خیابان چهره آرایش مکن از جوانان سلب آسایش مکنزلف خود از ر...

*گفتـــــ: زیبــــا می شوے!گفتمــــ :زیبا هستمــــ*گفتـــــ ...

گدای این خونه چیزی از لطف مولا کم ندارهتو مدینه توی بقیع آقا...

تقویم ، شرمسار هزاران نیامدنیک بار آمدن وَ پس از آن نیامدنای...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

رمان:( تاوقتی که عاشقت شدم )

فیک تهیونگ درخواستی لحظه ی دیدار با تو ایدیتورم : @karlykar...

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

نانسی رفت تو اتاق خودش و نزد زیر گریه بلکه یکم چهرش درست درم...

تسنیمعراقچی و هیئت همراه سه‌شنبه به تهران باز می‌گردند🔻 فوری...

فیک : بین راندها

عشق یا نفرت بعد از مدت هاااا

Rofile of the wolf...۱۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط