بسم رب الشهدا و الصدیقین
بسم رب الشهدا و الصدیقین
روزهایم بیهوده از پی هم میگذرند...
و بیهوده تر از ان خودم...
ای کاش می توانستم شهابی بشوم
که پاکنی مرا از اسمان خط بکشد...
دلم گرفته...
از اینکه هنوز حیران و سرگردانم
پریشان حال و دیوانه ام...
کسی هست مرا ارام کند...؟
نمیدانم چه زمانی
نگاه اسمانی ای
سمت من کشیده شود...
و باز صدای دلم که اشوب به پا کرد...
دیوانه...
ولی من دیوانه ترم...
دلم هوای آغوش زهرا(س)را کرده...
دلم هوای روضه ی مادر را کرده...
کسی هست مرا ارام کند؟؟؟
نفسم تنگ امده...
اللهم رزقنا الشهادة فی سبیلک
روزهایم بیهوده از پی هم میگذرند...
و بیهوده تر از ان خودم...
ای کاش می توانستم شهابی بشوم
که پاکنی مرا از اسمان خط بکشد...
دلم گرفته...
از اینکه هنوز حیران و سرگردانم
پریشان حال و دیوانه ام...
کسی هست مرا ارام کند...؟
نمیدانم چه زمانی
نگاه اسمانی ای
سمت من کشیده شود...
و باز صدای دلم که اشوب به پا کرد...
دیوانه...
ولی من دیوانه ترم...
دلم هوای آغوش زهرا(س)را کرده...
دلم هوای روضه ی مادر را کرده...
کسی هست مرا ارام کند؟؟؟
نفسم تنگ امده...
اللهم رزقنا الشهادة فی سبیلک
- ۱.۸k
- ۲۱ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط