داستان زندگی هایپر قسمت دوم ( از زبان هایپر )

حتما براتون سوال پیش امده که بابا ی رنکس کیه اسکروج هست و مامانش هم سرج 😶 حالا من چطوری با رنکس اشنا شدم ؟ خوب این سوال مهمیه هارمونی یه زمان خیلی کمی با سرج دوست بود یه روز سرج به مامان من رو تو خیابان میبینه سرج حال مامان من رو میگیره متوجه میشه که بچه دار شده ذوق میکنه 😒 اون هم میگه که بچه داره اون هم رنکسه ... بعد این حال پرسیدن میگه بعدا یه بار هم دیگه رو ببینیم من رنکس رو میارم تو هایپر رو بیار و اینجوری اشنا شدیم . باباهامون با هم زیادی مشکل داشتن ولی خوب مامان هامون با هم اوکی بودن نه اینکه زیادی صمیمی باشن ولی باز دوست بودن
ولی راستش سرج با اسکروج مشکل داشت یک روز بیست و نه جولای بود که اونا دعوا ی خیلی بدی گرفتن و اسکروج از خشم زیاد مامان و بابا ی من رو کشت
الان میگید چرا بخاطر خشم مامان بابات رو کشت😒 مامان رنکس یعنی سرج به مامان من گفته بود که با مردش زیاد اوکی نیست وقتی اسکروج میفهمه که به مامان و بابای من سرج گفته هم زنش رو و هم مامان بابای من رو کشت🩸
به هر حال الان فرق کرده همه چی ...
من که ۴۲ سالمه و الان بهتر بگم در گیر چیز های دیگه ستم مثلا اسپیدی خوب اسپیدی یه کله سبز نفهم هست و من میدونم که روی من کراش داره یعنی اینقدر خره که اسم من رو با دایان قاطی میکنه 🤨 من در اصل دوستس نیستم اون میخواد من دوستش بشم من رو حتی من رو به زور الان با سه نفر دوست شدم بکا لیا و لیام لیا یه دختر هست خوش اخلاق هست ولی زیادی هست من حوصله ش رو ندارم پروانه هست راستی ایدل هم هست لیام یه ببر هست باهوش هست ولی خیلی وقتا بیهوشه 😐 من دوست دارم اذیتش کنم حال میده بکا هم مشت زن حرفه ای هست ولی خیلی خیلی خله الان بهش بگی یک منهای یک چند میشه میگه ۵۷ 😳 اصلا عقل نداره سرش فقط مگس میچرخه
البته یه شخص دیگه هست که من دوست حسابش نمیکنم اون همکاره منه ابیگل جدی هست بعصی وقتا هم عصبی هست خیلی هواسش به من هست با اینکه از من کوچکتره 😑 ولی باز همکاره خوبی هست به هر حال من نمیخوام به کسی نزدیک باشم من تنهایی رو ترجیح میدم 👍🏻
البته با یه نفر دیگه هم تقریبا همکارم و تقریبا دوستم دایان مثل من شکسته هست ولی اون تو سن هشت سالگی همه ی خانواده ش رو از دست داد من خوب درکش میکنم ولی نشون نمیدم نمیدونم اون با من همین طوریه یا نه اون یه بار من رو نجات داد اون موقع رنکس یکم قوی شده بود تو اون زمان ما با هم اشنا شدیم البته یکم شبیه منه ولی من نمیدونم اون اینده ی من هست یا کلا مثل همیم
ادامه دارد ....
دیدگاه ها (۲)

" ویو لیا "به کوک نگاه کروم اونم داشت نگام میکرد باورم نمیشه...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۶۹| مامان ته دیگه ...

ریلترین نایون

🚨 یه آیدل توی فیدت گم شده!اسمش؟ثانا. 🎀ویژگی‌هاش؟مهربونی ✔️ان...

بچه ها من اصلا به خواطر دو چیز حالم خوب نیستیک اینه که من ۶ ...

Enemys Embrsce [ part 39 ]

پارت سی چهار🔥عشق ابدی ما🔥شدو: خودم رو رسوندم به سونیک دستش ر...

بچه ها من کلاً آدمی‌ام که اگه کسی رو دوست داشته باشم، واقعاً...

پارت ۲ :تو فکر اون دختره بودم که مامان اومد تو و کنارم رو مب...

ارش پیر_arashpir

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط