{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشتم یکی از بات ها حرف میزدم بچه یارو اومد اوقدااااااااا

داشتم یکی از بات ها حرف میزدم بچه یارو اومد اوقداااااااااااا قوربون مامانیییی گفتنش برممممممم
بچه خودم نیستا از خون خودم نیستا اما خوووووو اوقداااااا
دیدگاه ها (۲)

ارادت مند شما تائه صحبت میکند: میدونی کجاش جالبه؟ اونجاش که ...

وقتی استادت بودP:3ویو ا.ت:در باز شد جینا بود اومد بشینه که ک...

آخ آخ امروز تو کلاس ما دعوا شد دبیر یکی از بچه هایی که خیلی ...

فیک:زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت دوم(یک هفته بع...

فیک اتاق ساکت سیصدو هفت

ددی خون آشام من

آخر وقت بود دیگه نزدیکای برگشت به خونه ، قندم افتاده بود به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط