سلام مرسی از ساینا که منو به این چالش دعوت کرد...
سلام مرسی از ساینا که منو به این چالش دعوت کرد...
خبببب حالاااا اعتراااااااف
اعتراف میکنم .........
❇من بودم ادامس چسبونم رو صندلی معلم خخخ بدبخت لباساشم نو بود.
❇من بودم از پنجره اب ریختم سر مدیرمون .
❇من خرگوش علی (پسر عموم)رو فراری دادم رفت تو خیابون ماشین زد بهش مرد.
❇من بودم زیراب دوستمو پیش دوس پسرش که خیلی دوسش داشت زدم خو اخه چه خبرههه پنج تا پنج تا خخخخ خوشم نیومد زیرابشو زدم .
❇ گوشی بابامو انداختم تو سطل اب ولی انداختم تقصیرنسترن(دختر عمم) خخخ بیچاره چه قدر مامانش دعواش کرد.
❇یه بار نمره ناجور گرفتم مامانمو خواستن ولی به مامانم نگفتم حالا بماند چه قدر دروغای خفن گفتم خخخ بیچاره مامانم .
❇یه گلدون مامانم داشت خعلی دوسش داشت دمپایی پرت کردم زدم شیکوندمش.
❇عمم به دوس دختر و دوس پسر خیلی حساسه ولی پسرش کلی دوس دختر داره من بودم رفتم همه رو لو دادم خخخخ حالا بماند بقیشش ناجورههه.
❇همستر پارسا(پسر عموم)انداختم جلوی سگ همسایشون اونم نوش جان کرد خخخ خو حقش بود منو اذیت میکرد.
خو دیه بسه بقیش جا نمیشههه بمونه واسه بعدن❤❤❤❤
خبببب حالاااا اعتراااااااف
اعتراف میکنم .........
❇من بودم ادامس چسبونم رو صندلی معلم خخخ بدبخت لباساشم نو بود.
❇من بودم از پنجره اب ریختم سر مدیرمون .
❇من خرگوش علی (پسر عموم)رو فراری دادم رفت تو خیابون ماشین زد بهش مرد.
❇من بودم زیراب دوستمو پیش دوس پسرش که خیلی دوسش داشت زدم خو اخه چه خبرههه پنج تا پنج تا خخخخ خوشم نیومد زیرابشو زدم .
❇ گوشی بابامو انداختم تو سطل اب ولی انداختم تقصیرنسترن(دختر عمم) خخخ بیچاره چه قدر مامانش دعواش کرد.
❇یه بار نمره ناجور گرفتم مامانمو خواستن ولی به مامانم نگفتم حالا بماند چه قدر دروغای خفن گفتم خخخ بیچاره مامانم .
❇یه گلدون مامانم داشت خعلی دوسش داشت دمپایی پرت کردم زدم شیکوندمش.
❇عمم به دوس دختر و دوس پسر خیلی حساسه ولی پسرش کلی دوس دختر داره من بودم رفتم همه رو لو دادم خخخخ حالا بماند بقیشش ناجورههه.
❇همستر پارسا(پسر عموم)انداختم جلوی سگ همسایشون اونم نوش جان کرد خخخ خو حقش بود منو اذیت میکرد.
خو دیه بسه بقیش جا نمیشههه بمونه واسه بعدن❤❤❤❤
- ۵.۶k
- ۱۸ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط